بهداشت جنسی و جوانان یا طب سنتی و اسلامی روز آمد قسمت دوم
----قسمت دوم بهداشت جنسی---
*سوم- سلامت و بقای زندگی: حیات روحی و جسمی به این نیروی جنسی، وابستگی صد در صد دارد، به گونه ای که اگر این نیرو به دلایل وراثتی، مادر زادی، تربیتی، اجتماعی ویا براثر رفتارخود فرد آسیب دیده باشد، به همان اندازه وضع عمومی انسان وزندگی دچار نقصان و دگرگونی خواهد شد. لازم به ذکراست، منظور از بهداشت جنسی دراین جا به عدم رعایت بهداشت در محیط زیست، تغذیه... برمی گردد. چه وراثتی، تربیتی... باشد ویا براثرحوداث ناخواسته دیگری که ازعهده انسان خارج می باشد ودر مجوع همه این ها انسان را دچار بیماری روحی ویا جسمی می کند ودرنتیجه به طور مستقیم ویا غیرمستقیم؛ زن ویا مرد دچار مشکل جنسی شده ویا می شوند که پیامد هایی را به همراه خواهد داشت. در واقع عدم بهداشت معمولی ومشهور است که قوای جسنی را دچار مشکل می کند. به هرصورت، این ماده حیاتی به دو گونه انسان را دچار مشکل خواهد نمود.
1- سیستم قوای جنسی: و غده تقویت کننده جهازهاضمه و قوای جنسی یک چیز و درقسمت تحتانی مغز سر قرار دارد؛ هر چه این غده به عللی دچار نقصان و کوچکی شود به همان اندازه غذا و قوای جنسی انسان افت خواهد کرد و تا آنجا امکان دارد پیش رود که هم تمایل به غذا و هم تمایل به جنس مخالف به طورکلی از بین برود. مانند افسردگی شدید که امکان دارد قوای جنسی بطورکلی قطع شود. کسی گفت: اگر گاهی هم به عللی محتلم شوند موادی به رنگ خون دیده می شود!؟ وقتی وضع قوای جنسی و تغذیه به هر علتی دچار این دو حالت نقصان گردد، بستر برای انواع بیماری های جسمی فراهم خواهد آمد، از جمله یبوست که یکی از پزشکان معروف جهان عقیده دارند پنجاه درصد بیماری ها، بر اثر یبوست است؛ از جمله بواسیر، کم اشتهایی، رنگ پریدگی ، درد های موضعی در ناحیه پاها و دست و حتی سردرد، کم خونی و ضعف عمومی و همین ضعف عمومی خود به تنهایی بستری می شود برای انواع بیماری ها؛ مانند نوعی افسردگی، بی حالی، ناتوانی درکارهای فکری و جسمی، کم خوابی و بد خوابی، بی حوصلگی و عصبانیت...
2- ازنظر روحی...: و قوای محرکه فکری، انسان بطورکلی دچار مشکلات جدی خواهد شد ، علاوه براین که روح و روان انسان دچار مشکل خواهد شد، امید به زندگی، اراده وتصمیم گیری، لذت بردن از مواهب خدا دادی برونی و درونی، بطورکلی دچار مشکل خواهد شد، عشق به کار، زندگی، عشق به جنس مخالف، اولاد و همه اطرافیان دور و نزدیک... دچار مشکل جدی خواهد شد. به طوری که در مورد عشق و تمایل به جنس مخالف در همان حد دچار مشکل خواهد شد و اگر شدت آن زیاد باشد امکان دارد پس از اختلاف خانوادگی وکش و مکش هایی، کاربه جدایی دو جنس مخالف کشیده ومنتهی شود؛ یک مورد را خودم در حل مشکل آنها بودم، مشکل از ناحیه خانم بود که شوهرش شکایت داشت که از همان اول ایشان تمایلی چندان نداشته اند، و لذا این ها از همان اول دچار اختلاف خانوادگی شده بودند و تا سال نهم که طلاق واقع شد هنوز ادامه داشت بیش از ده جلسه مشاوره ای با این خانم وخانوده دوطرف داشتم آخر هرکاری کردم به بهانه های واهی خانم حاضر نشد با این شوهر درست زندگی کنند. مدت زیادی ایشان منزل پدر بودند و حتی به شکایت شوهر به دادگاه به خاطر عدم تمکین عملاً جواب مثبت نداده بودند؛ و پس از طلاق هم بدون تمایل به جنس مخالف زندگی می کنند و دوری از جنس مخالف برای ایشان هیچ دغدغه خاطری ایجاد نکرده است با وجود این که هم جوان هستند و هم زیبا، با سواد، مؤمنه و دارای روحیه مذهبی قابل قبول. غیرازایشان چند مورد دیگر را سراغ دارم که یکی از آنها دختر عمویش بود و او را طلاق داد و زنی دیگر گرفت، ایشان خودشان با اظهار نگرانی گفتند در قضیه ارضای جنسی مشکل دارند. آقایی دیگرکه دستوراتی به او دادم وبعد گفتند. حالا وضع خوب است. دیگری که دخترخاله اش می باشد، از سال 83 تاکنون 87 درجریان آنها هستم؛ که فعلاً هردو وضع بدی دارند وبدون طلاق جدای ازهم زندگی می کنند، مشکل ازطرف خانم می باشد که سه علت دارد، یکی افسردگی تربیتی ناشی ازحادثه ای که زمان طفولیت بچه متوجه وضع روحی مادر شده بوده ودوم محروم شدن کودک ازمحبت والدین؛ وسوم کوتاهی شوهر دروقت هم بستر شدن که با بازی باسینه... زن باید اورا آماده می کرد که دروقت انزال، منی به طور طبیعی وکامل خارج شود که مدتها این کار صورت نگرفته ودرهم بستر شدن، روشی غیر معمول از طرف مرد اعمال می شده که باعث سرد شدن قوای جنسی خانم شده است، و خانم از آن شکایت داشت. اصولا شهوت همانند ماده اضافی قابل دفع است که اگر به موقع دفع نشود برای سلامت جسم ونشاط روحی زیان بار ونظیر یبوست درمضر بودن است
لازم به ذکر است، شهوت زن درسینه وشهوت مرد در قسمت تحتانی بدن...قرار دارد. درکتاب حلیه المتقین صفحه 66 آمده است مرد وزنه قبل از شروع باید باهم بازی کنند. ازنظر علمی وقتی مرد باسینه زن بازی نکند که شهوت آماده حرکت وکاملاً خارج شود، شهوت زن دچار مشکل می شود؛ وقتی این عمل درست صورت نگیرد هم شهوت به طور طبیعی خارج نمی شود وهم این که مقداری برگشته ورفته رفته تمایل جنسی زن افت کرده وروبه سرد شدن می رود، تا آن جا که زن از هم بستر شدن با مرد تنفر پیدا کند!؟ همان آقا که دستوراتی به او دادم، وقتی برای علت یابی سؤالاتی را از او داشتم گفت. اتفاقاً خانمم از هرجهت زن خوبی است ولی از هم خوابی تنفر دارد!؟. ازمنظر روان شناسی، تنفر این طوراست که همسر( چه مرد باشد یازن) به قدری ازطرف مقابل تنفر پیدا می کند که به صورت یک هیولای وحشتناک در نظرش نمایان می شود!؟ وتمایل دارد ازاو جدا شود!؟ که خودم این را درمورد همان خانم که با او مشاوره داشتم باهمه وجود لمس کردم. با وجود این که خودش اعتراف داشت شوهرش زیباست و آدم خوبی است؛ ولی نتوانست یا نشد که آن همه جلسات مشاوره دلسوزانه ام دراوکوچک ترین اثر را داشته باشد!؟ چرا چون شرایط ناخواسته، جاذبه آن ماده حیاتی را از اوگرفته بود؛ ماده حیاتی که خداوند درباره اثرات آن می فرماید" واز نشانه های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنار آنان آرامش یابید ودرمیانتان مودت ورحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند: سوره روم آیه 21" وعجیب این که آن را ازآیات خود به شمارآورده است. به بینید وقتی این مایه حیات ازبین رفته ویا افت کرده باشد دیگرآرامش، مودت و دوستی، میان زن ومرد جای خود را به طورکلی به درگیری، تنفر... می دهد تا آن جاکه از هم جدا واین خاطره تلخ به همان اندازه زندگی را تا آخر عمردرکامشان ناگوارکرده باشد؛ ودیگر تبعات بی شمارآن؛ این همه، به خاطر بی توجهی به یکی از دستورات مستحب اسلام!؟
لازم به ذکر است ما فکر می کنیم دستورات اسلام صرفاً، برای ثواب وبهشت آخرتی آمده است، درحالی که برای بهشت همین دنیا آمده که یک سرآن وصل به بهشت آخرت است که همین معنا را در بیست وچهار ساعت مرتب از خدا می خواهیم ولی عملاً به آن توجه نداریم؛ هر روز چندین بار درنماز می خوانیم" ربنات آتنا فی الدنیا حسنه" بعد می گوییم" وفی الا خره حسنه"
اگر شما مشاهده کردید مرد و زنی بسیار با هم خوب و یک رنگ هستند، در همه شئونات زندگی تفاهم داشته و در حد ایده آل در همه شئونات زندگی موفق هستند، ناخواسته ها و نواقص یکدیگر را (که طبیعی حیات هر انسانی است) نادیده گرفته و با هم مهر بان و به یکدیگر محبت و احترام می کنند، به طوری که کسانی، حسرت آن را می برند، دخالت مادر شوهر، مادرزن، دخالت هر شیطان وشیطانی صفتی در زندگی آنان راه و سهمی ندارد، خندان و شادند، دچار افسردگی، فشار خون، دیابت، آلزایمر (فراموشی) ، کم خونی، ضعف عمومی، بی حالی، بی علاقه به عبادت و دوست وآشنا... نیستند، بدانید که یکی از عوامل مهم این همه باید های مثبت و نبود پدیده های منفی... به وجود طبیعی وسالم بودن همین نیروی قوای جنسی و کارایی جهاز هاضمه است، که انسان را از نظر روحی وروانی و پیامدهای مثبت آنها به سر حد ایده آل رسانده اند؛ ونیز موفقیت افراد ، در کارهای علمی، هنری، اختراع و نوآوری ، موفقیت در کارهای مدیریتی و سیاسی، تبلیغاتی، ارشادی، دوست گرایی و جذب دوست و بطورکلی موفقیت های اجتماعی، این آثاروجودی کسانی می باشد که از سلامتی کامل برخور دارو سیستم قوای جنسی وجهاز هاضمه آن ها وضعی طبیعی وسالم داردن
اصلاً سنگ بنای زندگی و گرایش به جنس مخالف برای زندگی مشترک که پس از پانزده سالگی در پسر و نه سالگی در دختر، شروع می گردد، ریشه اصلی آن در همین امر حیاتی است که خداوند آن را از آیات خود به شمار آورده است و می فرماید «و از آیات و نشانه های ما این است که برای شما از جنس خودتان جفت ها (و همسرانی) آفریدیم که به سوی آنان سکون و آرامش بگیرند و نیز مهر و محبت و ترحم به یکدیگر میان شما قرار دادیم[1]»:
شما فرض کنید قوی ترین مرد اصلاً تمایل جنسی ندارد، آیا راه وروش دیگری وجود دارد که پس از پانزده سالگی او را به طرف جنس مخالف تا آنجا بکشاند که اگر ازدواج نکند، به حرام بیفتد، یا دیوانه شود!؟ که خود شاهد دو مورد آن بودم که یکی از آنها پس از چند سال مرد!؟ پس این قوای جنسی است که اول فرد را تا آنجا پیش می برد که ازدواج کند و همین ازدواج است که به روابط اجتماعی سامان بخشیده واز هرج و مرج.. درجامعه، جلوگیری کرده، زن ومرد بامهر ومحبت غیر قابل توصیفی درکنار هم، چنان دوست داشتنی زندگی می کنند که هرگز با والدین این گونه زندگی نخواهند کرد!؟ این هم گرایی عجیب، میان زن وشوهر ودر واقع خانواده، ملات اتصال دوآجر بدنه و سنگ بنای جامعه می باشد و در نتیجه دیگرانسان را از آن نا آرامی روحی و روانی به یک آرامش دوست داشتنی می رساند که زندگی زیبا به آن گفته می شود. و در نگاه دیگر، این نیرو دردی است که درمانش ازدواج و جنس مخالف است، و پیامد های این سلامتی همان چیزهایی است که بدان ها اشاره شد، حتی در هنر، ارتقای علمی... اثر دارد. وپیامد های ناگوار وضع بد ویا افت کامل آن همان هایی می باشد که قبلاً گذشت.
آسیب ها و بهداشت جنسی
همان اول بحث کتاب اشاره ای به معنی و مفهوم، بهداشت جنسی داشتیم، در این جا قدری بیشتر روشن و بازمی گردد؛ عدم وجود بهداشت جنسی، تا چه حد قابل توجه است و باید در پی فراهم نمودن بایدها(بهداشت) و جلوگیری از نبایدهای آن (عدم بهداشت جنسی) باشیم چیزی که سعادت و شقاوت دو جهان بشر به آن بستگی دارد. دراین جا، آسیب ها و عوامل آسیب زدایی قوای جنسی را، در چند مورد به طور خلاصه مورد بحث قرار می دهیم.
اول- تغذیه: تغذیه و به عبارت دیگر رژیم و برنامه غذایی، دو اثرکلی، همراه خواهد داشت، یکی این که اگرآن طورکه اصول تغذیه سالم و آداب اسلامی است رعایت شود، از هر نوع بیماری جلوگیری خواهد شد، چون به قول یکی از پزشکان معروف جهان «ما بوسیله غذا بیمارو به وسیله غذا هم درمان می شویم». که الها گرفته از بیان پیامبر (ص) است که می فرمایند«معده خانه بیماری و پرهیز (از پرخوری و بدخوری....) سر آمد همه داروهاست[2]»: و دوم تغذیه سالم، منظم... درمان بیماری هاست. که مربوط به قسمت دوم حدیث طبی پیامبر می شود، چون ما مواد غذایی نداریم که چندین خاصیت دارویی نداشته باشد.
نتیجه این که، افرادی که مشکل توان جنسی دارند، ممکن است به بیماریی مبتلا شده باشند که علت وعامل اصلی آن سؤ تغذیه باشد،که این شامل کم غذایی، وغذایی که ارزش غذایی چندانی ندارد بشود که این ها همه باعث شده باشند، به همان اندازه، توان جنسی کاهش پیدا کرده باشد. واز سوی دیگر، ممکن است، غذا کافی و با ارزش غذایی لازم بوده باشد، ولی بر اثر روش بد غذایی فرد دچار مشکلات جسمی و حتی روحی شده باشد مانند چاقی بیمار گونه؛ ودرعکس به دو صورت همین غذا سبب تقویت قوای جنسی می گردد. اول غذاهای مناسب، دارای ارزش غذایی و این که تنظیم غذایی حاکم باشد؛ مثلاً غذایی که برای تقویت قوای جنسی مفید است، بیشتر مصرف شود و به جا مصرف گردد؛ مثل زعفران که برای مردان تقویت کننده و برای زنان تضعیف کننده می باشد، ورازیانه که برای زنان تقویت کننده می باشد، ولی برای مرد، توصیه نمی شود؛ مصرف پیاز، عسل ، کشمش سیاه(مویز) جگر، غذای گوشتی و بعد از این قبیل غذاها مصرف انگور و زرد آلو، جوانه گندم، انجیر، پسته، وغذاهایی که باعث زیاد شدن اشتها می شود مانند پرتقال لیمو شیرین، سیب درختی (نیم ساعت بعد از غذا)؛ و ماست با غذا، هل کمی داخل چایی، عرق هل بعد از غذا به اندزه نصف استکان وبقیه آب، گوجه باکباب، گوجه باتخم مرغ...
در واقع هر چیزی باعث افت غذا می شود؛ نیز باعث افت قوای جنسی هم خواهد شد؛ و هر چه باعث تقویت اشتها شود مسلم، باعث تقویت قوای جنسی خواهد شد؛ به جهت این که غده مترشحه وتقویت کننده این دو سیستم یک چیز ودرقسمت تحتانی مغز سر قرار دارد.
دوم – اسپرس و افسردگی: صرف نظر از علل و عوامل گوناگونی و متعدد آن. افسردگی درکلیات، شبیه تغذیه ناسالم و غیر بهداشتی... می باشد، همان گونه که غذا های کم ارزش غذایی، و عدم رعایت نظم و برنامه ... درآن، سبب افت قوای جنسی و کاهش حجم غذا خواهد شد؛ افسردگی هم، نیز این گونه خواهد بود؛ درافسردگی هرگاه عوامل آن برطرف گردد، هردو پدیده کاهش قوای جنسی و غذا به حال خود بازخواهند گشت. در گذشته تا حدودی درمورد، اثرات افسردگی، بحث شد، در این جا هم، پاره ای از عوامل ضد افسردگی را، عنوان می کنیم که در واقع از مفهوم آنها می توان به علل و عوامل افسردگی هم پی برد. افسردگی هرگاه معالجه شده و شرایط روحی و جسمی به حال طبیعی خود باز گردد؛ نشاط، روحیه و توان جسمی،... به حال خود باز خواهند گشت؛ ودر نگاهی دیگر نشاط، خنده، کار، تلاش، تفریح، سرکشی به اقوام، برخورد های عاطفی ، صلحه ارحام، تلقین سلامتی ، ورزش ، بدن سازی، وجود معنویت...؛ ضد افسردگی هستند. این گونه عوامل که بیش از صد مورد، روش تقویت روحیه و جسم و جان می باشند ؛ اگر عملاً وجود خارجی پیدا کنند؛ علاوه بر این که، انسان از هر جهت قوی، نیرومند... خواهد بود، هرآلاینده ای در او بی اثر خواهد ماند؛ چون راه نفوذ مسدود شده است
سوم – سیگار ومواد مخدر: مواد مخدر انواع و اقسامی دارد، که هرکدام را در مورد خودش باید بحث کرد ولی آن چیزی که مد نظر این کتاب می باشد، تنها آن تأثیر مواد است که برکلیه سیستم های مهم بدن وارد می سازد، ودر میان همه، سیستم های فعال بدن، این کتاب متوجه سیستم بهداشت جنسی است، که این نیروی به ظاهرکم اهمیت، بنا واساس حیات روحی و جسمی انسان می باشد؛ که در گذشته معلوم شد، اگرتنها همین قوای جنسی نباشد، اصلاً انسانی وجود خارجی پیدا نخواهد کرد؛ واگر باشد ولی به مشکلاتی مبتلا شده باشد، درگذشت نیز روشن شد، که درنهایت شیرازه زندگی ازهم خوهد پاشید!؟.
برای این که معلوم شود، مواد مخدر و دیگر آلاینده ها، کجا های بدن را مورد حمله مخرب خود قرار می دهند؛ یاد داشتی که از نوشته های دیواری هلال احمر قم برداشته ام؛ نشان می دهد، مواد مخدر، چه نقاط حساسی از بدن را، دچار مشکل و مبتلا می سازد. مانند، مغز، ریه، لوازالمعده، دستگاه گوارش، قلب و عروق، جنین، تخمدان ، استخوان پوکی، مثانه، کلیه، حنجره. وتریاک نیز، مغز، دستگاه گوارش ، بیضه ، پوست، ریه و سیستم ایمنی بدن را مبتلا می نمایند. در واقع مواد مخدر علاوه بر این که خود سیستم گوارش و سیستم قوای جنسی را مورد حمله قرار می دهد، سیستم های دیگر، مانند قلب و عروق و مغز را مورد حمله قرار می دهد که دستگاه گوارش.، قوای جنسی بدون آنها نمی توانند وجود خارجی قابل تعریفی پیدا کنند.
بعد از استقرار حکومت اسلامی که، سیاست تهاجم فرهنگی به وسیله سلاح بی صدا؛ ولی بادودِ کشندهِ موادمخدر؛ کار پیش روی سنگربه سنگر خود را شروع کرد؛ وعوامل پشت صحنه این سلاح هم، مرتب آن را توسعه داده وفعال می کند. بیش از پنجاه درصد، طلاق ها از ناحیه زنانی بوده و هست که شوهرانشان گرفتار اعتیاد شده اند؛ مواردی درمورد درخواست طلاق، ازطریق تلویزیون درصحن دادگاه را دیدیم، که زنانی با گریه شرح حال خود را بیان می کردند!؟. باید گفت همین قوای جنسی که به نظر ما چیز بی اهمیت و حقیر است؛ اگر نباشد کانون گرم خانواده به سردی ای مبدل خواهد شد که شیرازهِ خانواده را از هم می پاشاند.
البته این را باید اضافه نمود، هرآلاینده ای بیماری زا، هر نوع بیماری مادر زادی و وراثتی که سیستم گوارش ودستگاه قوای جنسی را تحت تأثیر قرار داده ودچار مشکل کند؛ بگونه ای دیگر زوایای زندگی را، دچار اختلال و از هم پاشیدگی خواهد نمود!؟.
چهارم- آسیب های جنسی : آسیب های ارضای شهوانی، نیز دارای مواردی است که ما به عمده ترین آن ها، کار داریم و آن مورد این است که به بنیاد خانواده لتمه جبران ناپذیری وارد می سازد. همانطور که در گذشته گفته شد؛ جوان که دوران اوج نیروی بدنی و شدت قوای جنسی را دارد تجربه وسپری می نمایند، اگر ازدواج به وقتش صورت نگیرد، به شدت تحت فشارروحی مخرب قرار می گیرد، و به همین جهت بود که «فرید» دانشمند روانشاس غربی، برای حل مشکل، نظری دارد مبنی براین که، تحمل فشار جنسی سبب دیوانگی... نسل جوان خواهد شد!؟ و برای رفع این مشکل، باید ارضای جنسی بلامانع وآزار باشد!؟؛ این نظریه مخرب از سوی دیگر، جوّی ایجاد کرد که اکثر به خصوص نسل جوان، طرفدار آن شدند و دولت هم به خاطر اهمیت دادن به آزادی وجلوگیری از خطر بیماری روحی وروانی، آن را پذیرفت وتصویب کرد!؟ ولی طولی نکشید که متوجه مفاسد و هرج و مرج اجتماعی و از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده شدند؛ ولذا درصدد برآمدند که جلو آن را بگیرند ولی نشد که نشد!؟ که امروز، اثربه جا مانده آن، دوست یابی بلا مانع زنان شوهرداراست که، درچندین کشور غربی، شوهرحق اقدام قانونی بر علیه خانم خود را ندارد!؟؛ و نتیجه مخرب دیگر آن این که، دختران درمنزل بوسیله برادر، پدر... از امنیت جنسی محرومند وکمتردختری است، وقتی شوهر می کند اولین شوهر وبار داریش باشد!؟. که همه را در کتاب جنایات بشرگرد آوری کرده ام.
ولی اسلام چه گفته وچه راه کارهایی جلو بشر گذاشته است؟؛ امروز، همه این را می دانند ونیاز چندانی به توضیح نیست که دختر نه ساله وپسر پانزده ساله، باید ازدوج کنند، ولی افکار رنگ باخته ای توجیهات بد ترازگناهی دارند که بلوغ عقلی ملاک است، نه بلوغ شرعی!؟ یعنی شرع نمی دانسته فردا چه خبراست که قیدی درحدیث بیاورد!؟: توضیح آن بماند
مو ضوع بسیار مهمی که عدم آگاهی نسبت آن خسارات جبران ناپذیری را درپی داشته ودارد، این است که جوانان تحت فشار قوای جنسی؛ ازیک سو عواقب مخرب جسمی استمناء را نمی دانند؛ و از سوی دیگر اگر هم بدانند، فشار خواسته های جنسی در عنصر جوانان، برای هرکس قابل تحمل نیست؛ درست مانند فشار روحی کسانی که منجر به خودکشی می گردد، می باشد!؟؛ هرکسی دوران جوانی خود را لحظه ای به خاطر بیاورد؛ متوجه می شود چه می گویم که به خاطر همان غیر قابل تحمل بودن فشار روحی است که جوان گاهی برای این که منفجر نشود خود را به آب وآتش می زند، برای کاهش فشار درد شهوت، که می خواهد خود را راحت کند نه این که لذتی برده وکیف کند!؟. در واقع استمناء، در میان جوانان، بدتر ازخود کشی جسمی است!؟ و به عبارت دیگر مرگی است تدریجی بدان معنا، وضع بدی که این گونه افراد مبتلا می شوند که به هیچ وجه قابل درمان نیست ویک فاجه انسانی و مرگ است درقالب حیات وزندگی پر از درد ورنج!؟. گروهی به خاطر این که به حرام و تجاوز به نوامیس مردم مبتلا و به دار اعدام آویخته نشوند، به استمناء متوسل می شوند!؟ چرا چون می دانند اگر روزی گرفته شوند حکمشان اعدام ویا زندان... است!؟ ولی تحمل قوای جنسی درحال فوران همانند کوه آتش فشان اختیار را از دست جوان عنصر نیرو وجوشش قوای جنسی می برد که هم عاری از تجربه است و هم به قول حدیث دیوانه!؟. درمورد فشار غیر قابل تحمل قوای جنسی؛ خدا هم می فرماید«... لتسکنوا الیها...: برای اینکه (با ازدواج) آرام بگیرید: سوره روم آیه 21 »: در واقع یک درد کشنده است، نه یک عیش ولذت بردن جسمی و یا روحی؛ ارضای جنسی در واقع لذت جویی نیست بلکه تسکین درد و فشار جسمی است!؟.
این واقعیت از یک سو تکلیف علما را سنگین می کند که وظیفه دارند نسل جوان را از هر طریق ممکن چنان آگاه سازند که عواقب دنیوی استمناء را خیلی راحت به بیند و با همه وجود لمس کند. و همزمان، والدین از این نظر، مقصر اصلی هستند که از دوران کودکی بچه ها را با این گونه مسائل به هر شکلی که شده باید، آشنا سازند.
