نامه خدمت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا محمد لطفی نیاسر
به نام اوکه به ما توان عنایت فرمود تا بی نهایت درخدمت به مردم از هیچ اقدامی دریغ نکنیم تاریخ 20/2/1388
خدمت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا محمد لطفی نیاسر، زید عزه العالی،
سلام علیکم شماره: 701
موضوع : قدر دانی از موفیقیت های بسیارخوب شما، و نگاهی به مواردی که باید به جایگاه دوست داشتنی خود برسند
امروز( تاریخ فوق) شاهد بحت کارشناس مسائل تربیتی بودم ، واقعاً ازبحث های جالب ایشان لذت بردم، درحدی که فوراً اقدام به نوشتن این نامه کردم، بحث های حاج آقا وحید پور، وحاج آقا فلاح زاده، همکاران عزیز، و خواهران گرامی، رحمان دوست و شکوری، که پیرامون جواب سؤالات مذهبی، فقهی ،خانواگی و تغذیه می باشد واقعاً، خوب بحث کرده وجواب می دهند. و مهم این که بحث ها، پیرامون نیاز های روز و مبتلا به مردم می باشد؛ و بحث تغذیه که خانم شکوری تلفنی بیان می کنند، امید می رود، مانند خانم رحمان دوست حضوری باشد، چون ضروت مسائل تغذیه ...، از این جا روشن می شود ، درایران که، 300000 مبتلا به سرطان داریم، تنها ده درصد آن به مسائل ژنتیکی ربط دارد و بقیه به مقوله تغذیه و مسائل جنبی آن باز می گردد . لذا جا دارد به این امر حیاتی بیشتر اهمیت داده شود
امید وارم این قبیل بحث های ضروری و مبتلا به مردم بیش از این ، مورد توجه واقع شده و باسرمایه گذاری بیشتر، ابعاد بشتری را در بر بگیرد، و بکوشیم اسلا م عملی را وارد مدا ر زندگی مردم کنیم و این طور نباشد که به قول آقایی ( ما با قرآن هستیم ولی باقرآن زندگ نمی کنیم) که جای خوشبختی است که امثال شما در را دیو معارف...، با قرآن زندگی کردن را عملاً دارید اجرا می کنید، ولی در برابر نیازهای موجود گاهاً حاد، کافی نیست، چون مشکلات زیاد است ، به خصو ص مشکلات جوانان و مسائل اجتماعی بسیار نگران کننده که می دانید و می شود نباشند. البته این ها نیاز به طرح و برنامه دارد که پس از ریشه یابی باید علت العلل ها را در دستورکار قرار داد
درمورد سخنرانی ها صرف نظر از چند تای آن ها، بقیه علاوه براین که روزآمد نبوده و به نیاز های روز و مبتلابه مردم نمی پردازند درمواردی اشتبهات و تعبیر هایی نا موزونی مشاهده می شود که بعضاً برای افراد عادی هم قابل قبول نیست؛ طیفی از سخنرانی ها عمدتاً تکراری ، سطحی، کلی گویی؛ و اکثراً به مسائل اخلاقی و جهنم و بهشت می پردازند، درحالی که مردم در منگنه مشکلات روز مره از جمله بیماری های روحی وروانی دارند دست و پا زده و رنج می برند و منتظر فرشته نجات و داد رسند، چون دریک قلم 7000000 دیابتی داریم درصورتی خدا به مواد غدایی( انجیر و زیتون) سوگند یاد کرده و نیز( عسل) را برای بشر شفا قرار داده است و لی مردم سالی 300000 میلیارد تومان برای خرید دارو صرف می کنند و سالم هم نیستند ، مردم از این ها هیچ اطلاع ندارند در صورتی که بیان این ها وظیفه اهل بیان و منبر است اما متأ سفانه، نه دستورت طبی قرآن ،طب النبی...، و نه سیره انبیاء و اولیاء(ع) در تغذیه و سلامتی، نه در سخنرانی ها و نه در دانشکاه اجازه ورود ندارند !؟ چرا؟!، یکی از کشورها که سرانه مصرف زیتونشان بالاست مرگ و میرشان پنجاه در صد کم تراست، و علت شاد بودن یکی دیگر از کشورها ، رعایت بهداشت ، تغذیه سالم وآموزش عمومی می باشد، همان چیز هایی که اسلام بر آن ها تأکید دارد و لی منابع ما منزوی و مهجورند!؟،
در صورتی حضرت رسول(ص) می فرمایند ( لا خیر فی الحیاه الا مع الصحه. زندگی بدون سلامتی خیر و سعادتی درآن نیست)، 7000000 دیابتی زندگی که ندارند بلکه درمرگی تدرجی به سر برده و منتظر مرگند که به سرنوشت کسانی گرفتار نشوند که سالی 10000 آنها براثر دیابت قطع عضو شده و با فلاکت جان می دهند!؟. ، به قول اهل فن، بیماری های قلبی و عروقی نفر اول و بیماری های روحی و روانی نفر دوم و درحال گسترشند!؟ دریک نگاه هشتاد درصد مردم بیمارند، و ایران بعد از چین دومین مصرف کننده دارو درجهان است!؟ ، در صوتی که پیامبر(ص) درجواب آن پزشک می فرمایند: این مردم چون تا گرسنه نشوند غذا نمی خورند و قبل از سیر شدن دست می کشند، لذا بیمار نمی شوند. اگر واقعاً این طور باشد که هست ، باید روزی جواب این بیماران را بدهیم!؟ کجای اسلام ، قرآن و روایات آمده که ما کاری به طب نداریم و مربوط به اهل فن آن است و قرآن کتابی اخلاقی است؟!، درست برخلاف نص صریح قرآن !؟، که می فرماید( بخوری وبیاشامید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.اعراف آیه 31)، قسمت اول آیه کاملاً طبی و قسمت دوم اخلاقی، و نیز روایات هم این گونه اند، چون (النظافه من الایمان). بیش از بیست کتاب طبی که دارم که برخی در اینترنت هست، همه مستند به قرآن و روایات می باشد. و کلام آخر اینکه، مهم ترین عاملی که جاذبه اسلام را به دافعه تبدیل کرد، جداشدن اسلام از مسائل روز مردم بود که خود ما بسترآن را فراهم آوردیم و دشمنان بذرآنرا پاشیدند و محصول آن امثال لائیک ...، درجهان بود!؟، و اگرخمینی کبیر(ره) به داد اسلام نرسیده بود کار تمام بود!؟، والسلام:
