در پی طب اسلامی فراموش شده
درمورد اشکالاتی که به نظر رسیده، تنها درخصوص روش درمانی، آن هم با داروهای شیمیایی و بدون توصیه رژیم غذا و رفتار درمانی، و نادیده گرفتن پیشگیری است!؟ این اشکال ها را تاکنون توسط نامه وجزواتی و در قالب طرح هایی پیشنهاد شده که با عمل به آن ها، می توان حتی بیش از هفتاد درصد بیماری ها را کنترل کرد، در حدی که نیازی به دارو درمان هم نباشد. البته در مورد پیشگیری در سالهای اخیر اقداماتی امیدوارکننده صورت گرفته است، ولی باید قبول کرد از یک سوتازه اول کار است ، و از سوی دیگر با روش پیشگیری جامع و وسیع، آنهم درقالب طب اسلامی روز آمد، فاصله زیادی داریم که مجال توضیح آن نیست.
درمورد اشکالاتی که به صورت سؤال مطرح می شود، قصد اصلاح روش درمان و تغییراتی در دارو های شیمیایی وعمدتاً توسعه و نهادینه کردن پیشگیری است؛ نه عیب جویی بدون ارائه راه کار، بلکه به قصد حل مشکل و دست یابی به ارزشهای والای درمان و سلامتی جسم وجان می باشد، که تحقق آن واقعاً امکان پذیر و از منظر تفکر اسلامی، خیلی راحت و در نهایت با صرفه ترمی باشد؛ یعنی همان روش اسلام درامر پیشگیری بدون هزینه...
1. چرا حکومت ما صد در صد اسلامی شد ، ولی طب و روش درمان همان است که بوده است؟!
دردست یابی به سلامت جسم و روح، سیره انبیاء و اولیاء(ع) درتغذیه و دیگر رفتارهای آن، حرف اول را می زند، آیا می توان مدعی بود، طب جدید درجمهوری اسلامی همان سیر را دارد طی می کند و همان آثار سالم زیستن را دارد ازخود برجای می گذارد؟ آن هم با هفت میلیون دیابتی، شش میلیون معلول، به همین مقدار در هرکدام از بیماری های قلبی وعروقی، روحی و روانی، فشارخون...!؟؛ آیا می توان مدعی بود در دانشگاه های این کشور اسلامی، طب النبی، طب الصادق، طب الرضا، وطب بوعلی سینایی تدریس و بررسی می شود؟! اگر خیر پس چرا، براساس سیره انبیاء و اولیاء(ع) عمل نمی شود؟! و اگر عمل می شود به چه دلیل و خروجی آن چیست؟. درحالی که ایران در مصرف داروهای شیمیایی بعد از چین نفر دوم، و سالی سیصد هزار میلیارد تومان خرید و فروش دارد و130کارخانه داروسازی دارد، مرگ 50000 از بیماران قلبی...، و30000 سرطانی، وقطع پای10000 دیابتی، درسال، و...!؟ ولی در زمان پیامبر(ص) که اصلاً نامی از طب جدید نبود، همه قبول داریم که آن پزشک وقتی از پیامبر پرسید: چرا بیماری به او مراجعه نمی کند؟ حضرت فقط یک گوشه کوچک از روش سالم زیستن را فرمودند: که این ها تا گرسنه نشوند غذا نمی خورند و قبل از سیر شدن، از غذا دست می کشند. و لذا می فرمایند " معده خانه بیماری ها و پرهیز( از پر خوری و بد خوری) سرآمد داروهاست": نهج الفصاحه ص625.
2. با توجه به اهمیت پیشگیری که همه ما ها قبول داریم ، چرا در همه ابعادش عملاً اقدام نمی شود؟!
همه قبول داریم که سیره انبیا و اولیا(ع) در تغذیه، سعی بر پیشگیرانه نگری، متمرکز است. این که حضرت رسول(ص) می فرمایند"معده خانه بیماری و پرهیز (از پرخوری و بدخوری) سرآمد داروهاست":، اگرعمل به جهت گیری این حدیث ، به صورت یک فرهنگ عملی درآمده بود، آیا ما شاهد این همه بیمار بودیم؟ که برای مراجعه به پزشک، نوبت دو ماهه باشد آیا دیگرحرفی از بیماری در این حد وجود داشت تا همه بیمار و منازل انباشته از داروهای شیمیایی باشد که حد اقل 25 تن داروی اضافی در هرسال برای دور ریختن جمع آوری شود؟! . در مورد کم لطفی دو گروه، نسبت به اهمیت پیشگیری، به نامه رسیده برای حقیر، توجه کنیم
"دانشگاه علوم پزشکی. مرکز بهداشت استان: شماره نامه 65590 ، تاریخ 9/5/1387: جناب آقای عبدالحسین نجفی: با سلام : عطف به نامه شماره 512 مورخ 9/5/1387: ضمن تشکر از توجه جنابعالی به امر پیشگیری که نشان دهنده باور شماست زیرا دین مبین اسلام، روش زندگی پیشگیرانه وسلامت نگراست ولی متأسفانه بسیاری از مسئولین دین واجرایی نگاه درمان نگرانه به دین و فعالیت ها دارند امید است که همه در استفاده صحیح از دین مبین اسلام بدست بیاوریم در آن صورت بیشتر سرمایه های ملی را در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی و... در امر پیشگیری هزینه خواهیم کرد ...: دکتر... معاون فنی مرکز بهداشت استان...":
3. با توجه به پیشرفت علم طب و امکانات درمانی بالای دارو شیمیایی، چرا بیماری ها رو به فزونی است؟!
با توجه به پیشرفت علم طب و امکانات مدرن درمانی فعلی، روز به روز به هراندازه که طب پیشرفته تر می شود، باید به همان اندازه بیماری کاهش یابد؛ ولی برعکس رو به فزونی است!؟ به قول یکی از پزشکان، چند روز پیش که گفتند: بیماری های قلبی و عروقی دردرجه اول و بیماری های روحی و روانی در درجه دوم، و رو به فزونی است!؟. سی سال پیش که برای ادامه تحصیل به قم آمده بودم، نوبت مراجعه به روان پزشک، دو روزه بود ولی حالا دو ماه است!؟ که دو مورد آن را برای کسانی شاهد بودم. این وضع نگران کننده را چه می نامیم. این دلیل برموفقیت طب جدید است، یا دلیل نا کار آمدی و بی اساس بودن آن در روش درمان و پیشگیری ...؟! . چند روز پیش شکوه و واظهار نا رضایتی، بیمارانی را در مورد مصرف دارو و ادامه بیماریشان شنیدم؛ و موارد زیادی که همیشه به گوش می رسد!؟
4. با توجه به خواص دارویی و طبیعی مواد غذایی، چرا صرفاً به دارو درمانی دارای عوارض توجه می شود؟!
برکسی پوشیده نیست این که همه مواد غذایی دارای چندین خواص دارویی هستند، که بدوگونه عمل می کنند. یکی به صورت واکسن و پیشگیری، به خصوص مانند سیب درختی، زیتون، عسل، کلم، گردو، آب لیمو... ؛ ودوم به صورت درمان، چون زیتون که برای هر بیماری مفید است، سیرکه هفتاد و دو نوع، وگوجه بیست خواص دارویی دارند. یکی از کشورها که سرانه مصرف زیتون آنها بالا است، پنجاه درصد، مرگ و میرشان کمتراست. چرا لا اقل به عنوان کمک درمان، پزشکان رسماً ملزم به ارائه دستور رژیم غذا نیستند؟! چرا کتاب های درسی دانشگاه ها عاری از توجه به خواص دارویی مواد غذایی می باشند. مگر این ها درمقابل داروی شیمیایی قابل خدشه هستند؟! مگرخدای ناکرده منکرگفته پیامبراکرم(ص) هستیم که در نهج الفصاحه ص 625 می فرمایند " معده خانه بیماری و پرهیز( از پر خوری وبد خوری) سرآمد داروهاست": باتوجه به این که شما عزیزان بیش از حقیر به آن توجه دارید، چرا در دانشنگاه ها در مورد این قبیل روایات، اول کارهای پژوهشی صورت نمی گیرد و سپس کار بردی شود ، تا شاهد این همه بیمار... نباشیم؟! . در صورتی خلأ همین امر، بستری شده برای آن همه بیماری!؟ و لذا چه توجیهی برای، تبعات این بیماری ها وتلفات خسارت بار آن ها داریم؟!
5. با توجه به عوارض داروهای شیمیایی ، چرا از مواد غذایی و گیاهی، دارو ساخته و تهیه نمی شود!؟
از هرمواد غذایی وگیاهی می شود، به صورت پودر، قرص، شربت، سرم...، دارو ساخت و نیز ازخود مواد غذایی در درمان می توان کمک گرفت، که هم ارزش دارویی دارد و هم ارزش خوراکی... ازجمله امتیازات ارزش درمانی مواد غذایی، این که، افرادی را که چند سال دارو مصرف کرده بودند و بی نتیجه، صرفاً با غذا درمانی و رفتار درمانی درمانشان کردم؛ و حاضرم آن را عملاً در مورد هر بیماری انجام دهم، تمنا دارم این کار را بکنید، نکنید کم لطفی است
حال نمونه ای از عوارض جانبی دارو شیمیایی، از دستورات پزشکی، به بیمار خود "کاپتوپریل – اکسیر : ... عوارض جانبی : هر دارو به موازات اثر درمانی مطلوب ممکن است باعث بروز برخی عوارض ناخواسته نیز بشود اگر چه تمام این عوارض در یک فرد دیده نمی شود در صورت بروز هر یک از عوارض زیر با پزشک مشورت کنید: پایین آمدن فشار خون که با علائمی مانند گیجی، منگی... بثورات جلدی به همراه یا بدون خارش، تب، درد مفاصل، سرفه خشک،...درد قفسه سینه، افزایش پتاسیم خون، آنژیوادم، اختلال شعور، ضربان نامنظم قلب، عصبی شدن، بی حسی یا گزگز در دستها، پاها یا لب، اشکال در تنفس، ضعف یا احساس سنگینی در پاها": یعنی با نجات(آن هم اگری) از یک بیماری، به چندین بیماری دیگر مبتلا شدن که بیمار برای این ها، باید به پزشک مراجعه کند!؟ چون اکثر این بیماری های تازه متولد شده، با کمک عوامل دیگر، برای تولید مثل باقی خواهند ماند!؟. که از منظر روانشناختی مورد اشکال است!؟ چون ذهنیت احتمال بروز این بیماری ها، خود نوعی بیماری پر التهاب آزار دهنده می باشد. و در نگاه دیگر، آخر چه خواهد شد، روح و روان را تحت تآثیر قرار داده و به تشدید و دوام خود بیماری کمک می کند. و وارد شدن در چیزی است که بیمار برای فرار از آن به پزشک مراجعه کرده است!؟
و نیز نظر نه نفر از پزشکان معروف جهان که به سه مورد آن بسنده می کنیم "د کتر سرویلیام، عقیده دارد که تقریبا کلیه زهرهای قوی در طبابت به کار می رود ، این سم ها در بعضی از نقاط بدن جمع شده به تدریج نسوج را خراشیده و آن را از بین می برد و عمر انسان را کوتاه می کند. دکتر ودزهاچنسون: تریاک و الکل و دخانیات به طور کلی مواد مخدر را از بین جامعه براندازید در عرض 24ساعت ستون فقرات معاملات دارویی خواهد شکست. ُبقراط در زمان خود می گفت: داروهای خود را به دور بریزید تا از چنگال امراض خلاصی یابید": طب سنتی و گیاهی، ص20، اسماعیل اژدری. در واقع اگر این درست است، داروی شیمیایی چرا؟ و اگر این ها اشتباه می کنند، چه پاسخ محکمه پسندی دارد ؟!
6. با وجود صدها روش رفتار درمانی،چرا طب جدید، همه کوشش خود را متوجه دارو درمانی نموده است؟:
تاکنون بیش از15 کتاب طبی به رشته تحریر درآورده ام، تنها یکی در مورد غذا درمانی و دیگری در مورد رژیم غذا و در دوکتاب رفتار درمانی اول و دوم، بیش از شصت روش رفتار درمانی توضیح داده شده است. ازجمله کار درمانی، هوا درمانی، خورشید درمانی، خنده درمانی،... ورزش درمانی. ما همین ورزش را (اگرنشد اجباری کنیم)، خواهیم دید بیماری ها، به نود درصد کاهش خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد عامل بیماری هایی مانند، چاقی، قلبی و عروقی، دیابت، آلزایمر، افسردگی، فشارخون، سوء هاضمه...، براثر بی تحرکی وتنها راه پیشگیری و درمان قطعی آن ها، کار و ورزش است، نه دارو و نه حتی غذا درمانی؛ و دارو درنهایت وضع را بد تر و ماندگار می کند!؟ ما که حاضریم به مردم خدمت کنیم باید رفتار درمانی را در دانشگاها جزو کتاب های درسی و پژوهشی قرار داده و سپس کار بردی و ترویج کنیم.
نمونه هایی از رفتار درمانی یاد داشتی ما، به طوراجمال چنین است " خنده و دیدن صحنه های زیبا، گوش دادن به مطالب شاد، باعث تقویت قلب وکاهش فشار خون می شود. خنده سبب کاهش مواد شیمیایی و سمی بدن و از این نظرسیستم عصبی و انرژی زایی بدن تقویت می گردد. خنده علل و عوامل تنش زای بدن را کنترل و خنثی می کند. خنده سبب از خودگذشتگی و جوانمردی افراد می شود. خنده باعث واکنش های درونی می شود و موادی را تولید می کند که آن مواد در کاهش درد اثر دارد. یک دقیقه خنده تا دوازده ساعت فرد با نشاط خواهد ماند، خنده افسردگی را کاهش مبی دهد ":
به جهت اهمیت قضیه لازم است تکرارکنم، روش های پیشگیرانه رفتاری، بیش از دهها مورد داریم که حتی کمترین آنها، ازسوی مسؤولان ذیربط، توصیه والزامی نشده است، مانند ورزش، تفریح، کاردرمانی... اگرتنها همین ورزش الزامی می بود، ما شاهد مرگ سالی60000،سرطانی، قطع عضو10000 دیابتی ، 60000 مبتلا به بیماری آلزایمری (فراموشی)، بیش از2000000 مبتلا به فشار خون و به همین تعداد افسردگی... در ایران نمی بودیم. همین ورزش یکی از عوامل پیشگیری وکاهش دهنده سرطان است که 300000 بیماری سرطانی داریم و بیشترین مرگ و میر را، در این نوع بیماری ها ،( مانند بیماری های قلبی وعروقی...) داریم!؟ آیا می توان تصورکرد، اگر همه ، ورزش کار باشند، بازهم شاهد این بیماری ها در این حد خواهیم بود؟! اگرنه پس چرا اقدام نمی شود؟ در این صورت اگر کوتاهی شود آیا مصداق این آیه نمی شود که خداوند می فرماید "... هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است...: مائده آیه 32": شریک جرم بودن تفاوتی ندارد مستقیم و یا غیر مستقیم، عمد ویا شبه عمد، کم یا زیاد... باشد. حد اقل، حسرت سوزناک فوت ارزشهای خدمت شایان به مردم را روزی خواهیم چشید که دیگر... !؟
7. همه قبول دارند روح و جسم متأثر از یک دیگرند ، پس چرا طب جدید منحصراً متوجه سلامت جسم است؟!
آیاتی از قرآن را در مورد طب و درمان... گرد آوری کرده ام، از جمله آیاتی که سلامت روح و جسم را با هم مورد توجه قرار می دهند، این آیه است " بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد: اعراف آیه 31": قسمت اول طبی و قسمت دوم اخلاقی...، در روایات هم این گونه است مانند " النظافه من الایمان": قسمت اول بهداشتی و قسمت دوم معنوی. در یک نگاه همه دستورات اسلام، آیات و روایات، طبی می باشند، آنها که در مورد تغذیه سالم، بهداشت... می باشند که حرفی ندارد، بقیه هم در مورد سلامت روح اخلاقی... می باشد که تنها با روح واخلاق سالم می توان جسمی سالم داشت.
باتوجه به این که جسم ابزای بیش نیست، چرا در مورد روح و روانِ جهت دهنده، روش هایی چون تلقین و روان درمانی، توسط پزشکان به بیماران، توصیه نمی شود؟ مگر قبول نداریم افراد دارای باورهای دینی، سالم ترین، قوی ترین افرادند، به فشار خون، آلزایمر، افسردگی، دیابت، چاقی ، بیماری قلبی وعروقی... کمتر و یا اصلاً مبتلا نمی شوند. چه اشکالی دارد همزمان با تجویز دارو، این قبیل توصیه های روان درمانی، واخلاقی...، به وسیله پزشکان الزامی باشد؟ آیا مشکلی مانند مرگ500000 درسال از بیماران قلبی وعروقی... پیش خواهد آمد که پزشک ملزم باشد این قبیل توصیه ها را به بیماران خود داشته و برآنها تأکید کند؟!.
8. آیا اگر انسان به خواص و اثر موا د غذایی... علم نداشته باشد ، غذا... اثرگذارخواهد بود؟ اگر بلی
پس چرا کسانی می گویند طب اسلامی از نظر علمی هنوز ثابت نشده است؟! این که پیامبر (ص) می فرماید " معده خانه بیماری و پرهیز( از پر خوری و بد خوری) سرآمد داروهاست": آیا اگر بی سوادی هم پرخوری نکند، سالم نمی ماند؟! آیا آنچه درطب النبی، طب الصادق...(ع) و کلاً سیره انبیا واولیاء(ع) در مورد تغذیه ، بهداشت...، آمده است؟ قابل خدشه است؟ همه می دانیم، بشر تازه به آنجا می رسد که انبیاء و اولیاء(ع) در قرنهای گذشته در این خصوص، گفته اند، درصوتی که علم طب در آن زمان معنا نداشت. پس چرا دستورات طبیِ طب النبی... منزوی و اجازه ورود در دانشکده علوم پزشکی راه ندارند؟ چرا آیه سوگند خدا به انجیر و زیتون و آیه شفای درعسل... جزو کتاب های درسی دانشگاه نیست، و در باره آن ها کار پژوهشی صورت نمی گیرد؟ ولی در مورد نظریه های دیگر، اوقات و سرمایه هایی به کار گرفته می شود !؟، چرا در مورد حدیث " معده خانه بیماری است": بحث نمی شود چرا دستورات اسلام در مورد تهیه، پخت، نحوه مصرف غذا، کار پژوهشی صورت نمی گیرد؟، مگر همین سرطان براثر تغذیه ناسالم و بی تحرکی... نیست؟ آیا طب اسلامی مشکل دارد یا طب جدید که پس از به ارمغان آوردن فلان نوع بیماری به وسیله مصرف داروی شیمیایی ویا فلان مواد غذایی، تازه متوجه می شویم فلان دارو... باید ممنوع شود!؟ در مواد غذایی مانند روغن جامد.
این که زمان پیامبر(ص) آن پزشک وقتی از حضرت پرسید چرا کسی به او مراجعه نمی کند، حضرت فرمود، مردم تا گرسنه نشوند غذا نمی خورند وقبل از سیر شدن کامل دست می کشند!؟ آیا این قابل خدشه است اگرنه پس چرا می گویند طب اسلامی از نظر علمی ثابت نشده؟ چرا به جای درمان از این روش های پیشگیرانه استفاده نشده و جزو کتاب های درسی دانشگاه نیست؟! چرا پزشکان به عنوان مکمل دارو، این ها را توصیه نمی کنند؟ آیا طب جدید از نظر علمی ثابت شده که 7000000 دیابتی،6000000 معلول و به همین تعداد افسرده، فشار خون، بیماری قلبی وعروق... داریم؟ و تنها از بیماران سرطانی30000 و از بیماران قلبی وعروقی50000 در سال راهی گورستان می شوند!؟ ومعاملات دارویی یک سال، در ایران بالغ بر300000 میلیارد تومان می باشد!؟ و ایران بعد از چین دومین مصرف کننده دارو می باشد. این طب جدید موفق است؟! و اگر طب جدید موفق می بود، به دلیل پیشرفت های علمی، بیماری ها، باید به همان اندازه کاهش داشته باشد، درحالی که به قول یکی از پزشکان درسال جاری1387 بعد از بیماری های قلبی وعروقی، بیماری های روحی و روانی رو به افزایش است!؟ اگر به طب فراموش شده بوعلی سینایی... خود نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد وضع طب فعلی در روش درمان چیست و چه ارزش هایی را از دست داده و داریم می دهیم. با همین300000 میلیارد تومان هزینه دارو، دریک سال، چندین کارخانه می توان ساخت و هزاران بیکار را به کار گرفت که 3000000 آنها معتاد نشوند. و این بالا ترین ارزشی است که از دست داده ایم، و این معتادان جز خرج... نتیجه ای ندارند!؟
9. بسیاری از بیماری ها بدون تجویز دارو، خوب خواهند شد، چرا برای هر بیماری دارو تجویز می شود؟
نظر یکی از پزشکان است که هشتاد درصد بیماری ها درمان ندارد ، و بارعایت چیزهایی به مرور بیماری برطرف خواهد شد. همین را یکی دیگر از پزشکان معروف جهان می گوید: "دکتر ریچرد کابرت که بزرگ ترین پرفسور و استاد دانشگاه طب در ایالات متحده آمریکا می باشد، اظهار می دارد: در بین 1407، امراض مختلف که در طب جدید نام برده شده فقط6 مرض به وسیله دارو قابل علاج است. دکتر آلبرت هوبارد می گوید: پدرم 67 سال طبابت کرد ولی هرگز من و برادران و خواهرهایم را با دارو معالجه نکرد. دکتر هامیتووال می گوید: بر اثر به کار بردن دارو برای معالجه امراض مختصر فوراً داروی حّاد به کار می برند که در نتیجه قسمت اعظم امراض مزمن از این راه تولید می گردد و معنی واقعی فاسد بر افسد همین است زیرا برای دفع یک مرض وکوچک و سهل متوسل به یک داروی سمی مسکن ساکت کننده می شود که خود ایجاد مسمومیت می نماید. بدان ماند که چشم خود را که تراخم گرفته با یک پارچه کثیف آغشته با کثافت پاک نماییم و امید به بهبود هم داشته باشیم.": طب سنتی و گیاهی ص20، اسماعیل اژدری. پس باید قبول کنیم، بسیاری از بیماری های رفتنی را تجویز داروها، ماندگارمی نمایند و باید منتظر بیماری های مادر زادی و ژنتیکی باشیم که در بستر بیماری های مزمن بذرشان افشانده شده و پس از رشد جنینی، از مادر متولد و به تولید مثل خود ادامه خواهند داد!؟ مانند 6000000 معلول و هزینه های کمر شکن وتبعات روانی...آن که همه می دانند چه خبراست!؟
این جاهاست که ارزش های انسانیِ عزیزان دانشگاهی برای نجات مردم از مهلکه آشکار می شود. ارزشی که هیچ قلم و زبانی قادر به بیان آن نیست، ولی رسیدن به آن آسان است
10. بسیاری از بیماری ها به زمان جنین برمی گردد. چگونه می توان با آز مایش علت اصلی بیماری را پیدا کرد ؟!
اکثربیماری های سطحی... که سراز بیماری عمیق تر و ماندگار در می آورند، به دو جهت می باشد: یکی این که بسیاری از بیماری ها، بدون تجویز دارو به مرورخوب خواهند شد ولی مصرف دارو آن ها را ماندگار می کند. ودوم این که بیماری شناخته نشده، دارو تجویز می شود!؟. درکتاب «مشاوره ژنتیک» آقای دکتر غلامرضا نور زاد، آمده است، بیماری هایی، پس از شصت سال خود را نشان می دهند؛ لذا بیماری هایی، ریشه در زمان جنین، طفولیت و کودکی دارند. پس آزمایش تنها چگونه، علت العلل را نشان می دهد تا تجویز دارو متناسب با بیماری باشد؟! چرا از روش روان کاوی و طرح سؤالات برای پیدا کردن ریشه بیماری، کمک گرفته نمی شود؟ چرا روش بوعلی سینا وکلاً پزشکان قدیم (که این دستگاه ها، نبود وعلت را پیدا می کردند) کنار گذاشته شده است؟! و علاوه برآن، پزشکان قدیم بهتر و زود تر بیماران را معالجه می کردند. آیا پزشکان حالا که در مدت یک ساعت، آن همه بیمار را دیده و با چهارتا قرص بیمار ران را خوشحال می کنند که خوب خواهند شد!؟ انصافاً این طبابت است اگر طبابت است، دریک ساعت باید پنج بیمار دیده شود، نه آن همه بیمار!؟ آیا این روش با قواعد علمی و فرمول کاری مطابقت دارد؟! در صورتی که هدف سلامتی بیمار است، آیا راه دیگری جز روش فعلی، وجود ندارد؟! چه تعریفی برای روش ریشه یابی علل بیماری ها و نحوه درمان فعلی داریم؟!
11. چرا برا ی بیماران پرونده تشکیل نمی شود که کنترل بیماران در دفعات بعدی مناسب تر... باشد؟!
همه می دانیم، بیماران برای یک نوع بیماری به هر پزشکی مراجعه می کنند. به دلیل این که توجیه نشده اند که دارو فوراً معجزه نمی کند، بیماری زمان می برد تا کاملاً برطرف شود، توصیه نشده به پزشک دیگر مراجعه نکنند ...، ولی بر عکس، همین که نصف دارو را مصرف نکرده اند، کسی دیگر می گوید فلان پزشک واقعاً پزشک است!؟ دردم فوراً، آرام شد!؟. خلاصه یکی پس از دیگری، به فلان پزشک مراجعه و با یک پلاستیک پراز دارو برمی گردد...؛ و درهر منزلی چند کیلو دارو انبار شده و بیمار هم بدتر از روز اول است!؟.
نتایج تشکیل پرونده برای بیماران
1: وقتی بیمار ملزم به انجام شرایط پرونده باشد، برای هر بیماری سطحی به پزشک مراجعه نمی کند؛ چون باید اول به پزشکی مراجعه کند که پیش او(مثلاً برای فشارخون) پرونده دارد.
2: پرونده نشان می دهد، مثلاً چهار سال پیش بیماری چه بوده وحالا بیماریی دیگر از همین بیماری زایش نموده و یا بیماری دیگری عارض شده است...
3: بیمار ملزم شده به پزشک دیگر مراجعه نکند تا پزشک او هر طور صلاح دید او را به پزشک دیگر بفرستد. و آن پزشک هم ملزم شده، بیماری را بدون پرونده قبول نکند، مگر بار اول بیمار باشد که این پزشک هم رسماً ملزم شده برای بیمار پرونده تشکیل دهد
4. وقتی لازم باشد بیمار به پزشک دیگر مراجعه کند؛ همان پزشک، بیمار را با پرونده و سفارشاتی نزد هر پزشکی صلاح بداند می فرستد و آن پزشک هم متوجه می شود تاکنون چه گذشته و چه کار باید بکند و آیا آزمایش... مجدد لازم است یا نه.
آیا اگر این کارتاکنون اعمال شده بود، ما دیگرشاهد این همه بیمار در این حد، می بودیم؟
12. کسی منکر مشکل و عوارض تداخل دارویی نیست ، پس چرا آن را ممنوع و یا اصلاح نمی کنیم؟
کسانی را سراغ داریم که به چند بیماری مبتلا هستند، روانه بیمارستان ویا درخانه زمین گیر شده اند، براثرتداخل دارویی است. خواه پزشک دانسته برای بیمار، چند نوع دارو تجویزکند ویا بدون این که بپرسد، برای بیماری دیگری دارو مصرف می شود یا نه، دارو تجویز می کند!؟ چون در تجویز دارو احساس مسؤولیت، دلسوزی... حاکم نیست بلکه...!؟
آقایی که برای سه نوع بیماری، سه رقم دارو(ازسه پزشک) مصرف می کرد، این جا آمد، با این که با عصا راه می رفت، باز هم باید دستش را به دیوار بگیرد، که زمین نخورد!؟ به خاطر وضع تجویز دارو، همراه ایشان با یکی از پزشکان او دیدار داشتیم؛ ازاو در مورد تداخل دارو پرسیدم ولی جواب قانع کننده ای نداد. می توانم به جرات بگویم بیماری که از همان اول پرونده تشکیل داده است، اگر لازم بود با مشورت پزشک خود به دیگر مراجعه کند، ما امروز شاهد این همه بیمار و بیماران علیل و درحال مرگ تدریجی نمی بودیم!؟.
"دکتر کلدندر می گوید: تأثیر داروهای گوناگون بیش از جنگ و قحطی در کشورها آدمیان را نابود می کند: دکتر آلمرل که از پزشکان سرشناس نیویورک می باشد می گوید: وضع فعلی طب طوری شده که می توان آن را یک جنون علمی دانست[1]": بی انصافی درحق مردم است، که به فکر جایگزین نباشیم، درصورتی که برای این داروها بیش از حد جایگزین وجود دارد. می توان گفت. سبب بیماری و مر گ افراد زیادی همین داروهاست که اگر نبود نه بیمار می شدند و نه می مردند!؟
13- طب جدید همان طبی است که بوعلی سینا و مسلمانان طی 700 سال در اروپا بنیان گذار آن بوده اند!؟
طب جدید در روش پیشگیری و درمان، چند درصد به طب النبی، طب الصادق...(ع) و طب بو علی سینایی، شباهت دارد؟ واین که چرا استعمارگران، طب بوعلی سینایی را از ما گرفتند و به عنوان حربه تا کنون از آن بهره ها گرفته اند و در حال حاضر مواد مخدر( به ظاهر دارو) به خورد جوانان ما می رود؟!، آیا اگر طب ما الهام گرفته از همان طب النبی... بود و بیشتر بر پیشگیری، تغذیه سالم، غذا درمانی، رفتار درمانی...، توجه می شد، باز هم شاهد این بودیم که داروهای تقلبی و مواد مخدر شبیه دارو به خورد جونان ما داده شود، مانند «کراک، ترامادول، شیشه، پان، کریستال ، روان گردان....». سال 383 ، مسؤول شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر قم گفت: مواد مخدرهای خطرناکی جدیداً وارد شده که تشخیص آنها به این که دارو نیستند، کار هرکس نیست. راستی مگر نمی شود به داروهای گیاهی و غذایی روی آورد که هیچ مشکلی از این راه متوجه ما ها و در واقع نسل جوان نشود. ما فعلاً 3000000 جوان معتاد و انسان از رده خارج شده داریم، که هزاران تبعات فردی و اجتماعی در مورد مسائل اخلاقی... را برای کشور اسلامی به ارمغان آورده است!؟ که همه می دانند وکسانی تطعم تلخ آن را چشیده و دارند می چشند!؟ و دولت هم تاوان اقتصادی... آن را می دهد!؟
14- چرا لا اقل در آن حدی که به درمان توجه می شود به پیشگیری عملاً توجه نمی شود!؟
با این که قبول داریم، پیشگیری موفق ترین راه درمان است. چرا درمورد امر پیشگیری سرمایه گذاری واقدام نمی شود؟، مگر علت 7000000 دیابتی،300000 سرطانی، مرگ 50000 بیماران قلبی، و30000 سرطانی در سال ،و وجود 160 هزار کودکان مبتلا به سؤتغذیه ،5000 مبتلا به بیماری عضلانی،18500 بیماری تالاسمی،7000000 معلولیت های ذهنی بر اثر ازدواجهای فامیلی.... را نمی دانیم چه خبر است؟! پس چرا علت را رها و بروی معلول کاری می کنیم و افتخار می کنیم فلان دارو سازیِ مهم را، در امثال کرج، فلان شیمی درمانی سرطان را، در اصفهان و فلان بیمارستان مهم را، با تجهیزات مدرن در شیراز... ساخته ایم ؛ ولی از ساخت یک مرکز مستقل در خصوص پیشگیری خبری نیست!؟.
وقتی مردم مریض شدند، سعی می کنیم حالا بدادشان برسیم، یعنی برای فروش300000 میلیارد تومان دارو در سال، بستر سازی می کنیم!؟. می توانم به جرات بگویم، درکنار تغذیه سالم به معنی عام آن و از میان عوامل رفتاری، تنها ورزش را همگانی کنیم، دیگر شاهد7000000 دیابتی ،300000 سرطانی ، آن همه بیماری قلبی، افسردگی... نخواهیم بود. ما باید جواب بدهیم، خروجی طب جدید با آن همه هزینه کمر شکنش چیست؟! آیا بیماری های فوق؛ که سند ناکارآمدی آن، در روش درمان است؟! باید خروجی ها را با بیماری های موجود مقایسه وآسیب شناسی کرد، تا معلوم شود چه می کنیم و چه باید کرد و چگونه
وخلاصه سیاست ما در ارتقای سلامتی، نباید مانند مسائل اجتماعی باشد، که برای ساخت داد گاه، زندان و...، همت و سرمیه گذاری می شود ولی برای پیشگیری از جرایم...!؟
15- با توجه به آنچه در این قسمت پایانی می آید، چرا به فکر اقدامات لازم نیستیم!؟
مستنداتی ما را متوجه می نماید تا شاید اقدام کنیم ".... گاندی رهبر بزرگ هندوستان در زمان حیاتش طب اروپایی را جادوی سیاه نامیده و گفته بود که بهتر است مریض به همان درد که دارد بمیرد تا این که با این داروهای شیمایی درمان شود... و همین طور هم باید باشد این روز ها داروهای رنگارنگ هر روز به یک اسم تازه ای از اروپا و آمریکا ببازارهای شرق وارد می شود... این داروها که قسمت اعظم آن در ممالک فلک زده استعماری فروخته می شود دست های شومی در کار است که پیوسته سعی می کنند جهان سوم را ضعیف تر و علیل تر گردانند[2]":
باز هم تکرارکنم، مادرکشور هفتاد میلیونی وصد در صد اسلامی، شاهد7000000 مبتلا به دیابت و300000 مبتلا به سرطان، 600000 مبتلا به آلزایمر، بیش از10000000 مبتلا به فشار خون، بیماری قلبی و عروقی، افسردگی و عصبی و شاهد 6000000 معلول هستیم. آیا اگر آن طور که اسلام به امر پیشگیری، تغذیه سالم، در سیره انبیاء و اولیاء(ع) توجه دارد و همزمان با دارو های شیمیایی دستورات رژیم غذایی هم الزامی می بود، دیگر شاهد این همه بیمار و هزینه های کمر شکن آن می بودیم؟!، دیگرجایی برای ورود داروهای تقلبی، مواد مخدر با نام داروی لاغری... می بودیم؟!. امروز درلا به لای همین داروهای وارداتی، انواع مواد مخدر هدف دار، با نام و شکل دارو، وارد و به خورد جوانان وسرمایه های گران بهای کشوراسلامی می شود، و3000000 از این لشکر ضد استعماری را خیلی راحت از ماگرفته است!؟
گوشه ای از طب النبی (ص) و طب الصادق...(ع)
در کتاب «طب جامع اسلامی» که سال 1384 نگاشته شده ، آمده چرا اسلام، بیشتر متوجه بهبود اموراخلاقی است؟، چون اگر بیماری اخلاقی نباشد، از یک سو انسان، از بهداشت وامنیت روانی برخور دار است و از سوی دیگر، همین بستر توجه به سیره انبیا و اولیاء (ع) در تغذیه سالم...، وسلامت روح وجسم با هم ، خواهد شد. و نیز در مورد این که، چرا طب النبی و طب الصادق...، منزوی شده اند؟، نیز آمده است. دو چیز باعث آن شد. یکی. خلاصه شدن مسلمانان درمسائل اخلاقی (که هنوزهم ادامه دارد) و همین بستری شد برای عامل دوم. که استعمارگران به جهت این که دین اسلام در این قبیل مبتلا به های روز مره مردم جلب توجه نکند و مردم در اخلاقیات ، دعا و نماز خلاصه و نسبت به سیاست و مسائل اجتماعی بیگانه و منزوی باشند، بعد از آن که به حکومت 700 ساله مسلمین در اروپا پایان دادند، هرچه را از مسلمانان به غنیمت گرفته بودند، همه را در اختیار خود درآوردند، که از جمله دارو سازی و طبابت...، بود که مسلمانان برای اولین بار آن ها را همراه خود به اروپا بردند، که اعتراف دانشمندان اروپایی، سند گویای این ادعا می باشد و یک مورد آن قابل توجه است .
"مستر چمبر نویسنده و دانشمند انگلیسی در کتاب «فتوح العرب و کنوز الادب»... نوشته است ... و از این جا می توان دریافت که بی شبه ترقیات حالیه اروپا را مسلمانان باعث و بانی بوده اند در علوم ریاضی و نجوم منتهای پیشرفت را داشتند و می توان گفت جبر و مقابله که امروز در دست داریم و از داشتنش فخرها می کنیم به طور کلی از مسلمانان است علم شیمی و دارو سازی و بسیاری از داروهای را که امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بوده اند که اغلب آن را حکمای مسلمین به مریضان خود نسخه نوشته و می دادند...[3]": در واقع آن زمان طب اسلامی را از ماگرفتند وآلوده اش کردند و قرنهاست که از آن استفاده می کنیم و غافلیم که این آن طبی نیست که خود ما مخترع و بانی توسعه آن، طی 700 سال حکومت در اروپا بودیم!؟
و نیزدرکتاب (پیشگوئی های علمی قرآن) ص 62، نوشته مصطفی زمانی، آمده است "... مفسر عالیقدر طنطاوی بعد از نقل آیه بالا (انشقاق آیات 19-15 ) می نویسد «آیا گمان می کنید خدا این سوگند ها را فقط برای لغت پردازی و زیبایی کلمات در قرآن آورده است!؟ ما از نظر علوم مراحلی را طی کردیم اما حمله تا تار محصول علوم ما را نابود کرد و اروپا علوم و اخلاق ما را غنیمت برد و به آن اضافه کرد و در جهان سربلند گردید اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتیم!":
وگویاتر از آن، گوشه ای از نظر و روش اولیاء(ع) در سلامتی و درمان "... اگر کتاب های طب و بهداشت در اسلام را مطالعه کنید تماماً دستورهای ائمه اطهار علیه السلام است که می گویند با غذا و خوردنی ها طبیعی که خداوند برای ما ارزانی داشته است خود را معالجه کنید نه با خوراکی های مصنوعی: از امیر المؤمنین علی (ع) نقل شد دوا با معده شما آن می کند که اسید با مس: موسی بن جعفر(ع) می فرمایند هیچ داروئی نیست مگر آنکه درد را در بدن می انگیزاند. پس سودمندتر از آن این است که تا کاملاً محتاج نشوی تصرف در بدن نکنی: از امام رضا(ع) تا ممکن است به طبیب مراجعه نکنید زیرا معالجه تن چون تعمیر خانه است که کمش به بسیاری می کشد:. امام صادق (ع) می فرماید: کسانی به مختصر کسالتی فوری به طبیب مراجعه می کنند و دارو استعمال می نمایند. اگر به میرند از پیروان مذهب او به شمار نمی روند: یکی از دانشمندان می گوید: میکروب با دارو از بین می رود ولی دارو هم فعالیت میکروب را کم می کند و هم فعالیت جسم را. مرض بر اثر تخلف از قوانین طبیعت پیدا می شود استعمال دارو همین تخلف و انحراف را در مزاج پدید می آورد و این دو انحراف چون بهم دست دادند زود تر بدن را نابود می کنند[4]": به خصوص در عصر ماشینی که بر اثر بی تحرکی حتی غذا ها هم مشکل سازند تا چه رسد داروهای شیمیایی با آن عوارض جانبیش که خود پزشکان هم به فکرند، چه باید کرد؟ چون وجدانشان نا راحت است که بیماری ها رو به فزونی است!؟
چه کنیم که واقعاً افتخار آمیز باشد؟
با توجه به مطالب فوق، از دیدگاه اسلام و نظر دانشمندان، در مورد سلامتی، لازم دیدم به دو مطلب که شامل کلیه مسائل این جزوه می شود اشاره کنم.
1- این به تنهایی افتخار و هنر نیست که اعلام شود فلان بیمارستان در چند طبقه با مجهز ترین امکانات پزشکی ساخته شد، داروی فلان به همت کسانی ساخته و بزودی در اختیار مردم قرار می گیرد...؛ بلکه همزمان با سایر اقدامات، افتخار این است که اعلام شود روشهایی جهت پیشگیری از بیماری هایی مانند دیابت، سرطان، قلبی و عروقی... ابتکار و رسماً درهمه مناطق بکارگرفته شود، از افتخارات شگرف دانشمندان عزیز ما، می تواند باشد
2- ونیز این افتخار نیست که به مردم داروی رایگان داده شود، بلکه همزمان با داروی رایگان، افتخار این است که از هرخانواده یک نفر آموزش ببیند و طب وطبیب را وارد مدارخانواده ها کنیم، کتاب های طبی لازم درهمه زمینه های بهداشتی ، تغذیه ای در اختیار همه مردم قرار دهیم، درمدارس، فرمول های سلامتی جزء درس دانش آموزان بوده و از این طریق خانواده ها را تحت پوشش قرار داده و طور ماهی گیری به مردم بدهیم نه ماهی!؟، تا خودشان ماهی بگیرند که خوی مصرفی بیچاره اشان نکند، که حضرت رسول(ص) می فرمایند "ویل لقوم تلبسون ما لم ِینسجون. وای بر مردمی که بپوشند چیزی را که خود نبافته اند!؟": کلمه « ویل– وای» درجایی به کار می رود که حادثه شدید و مخربی واقع شده باشد.
یاد آوری ها
1- اشکالات دیگری وارد است که فعلاً از آن ها صرف نظر می شود، و این که، در مقابل هر اشکالی اسلام راه کار و روشی دارد که در کتاب «همایش ها و طب از دیدگاه اسلام» مواردی از آن ها «ذیل اشکالات طب جدید»، تحت عنوان امتیازات طب اسلامی آمده است
2- درمورد اشکالات وارده، مدعی نیستم که در همه موارد و صد در صد اشکال وارد است، بلکه پیرامون هرکدام توضیحاتی لازم است که اگر بیان شود مطالب را جا افتاد تر می کند.
3- نیز مخالف تولید داروی شیمیایی نیستم، بلکه معتقدم در برخی از بیماری ها و شرایطی خاص، باید با سایر داروهای غذایی، رفتاری؛ تلفیق ...، و تنظیم دارویی صورت بگیرد؛ کتابی پیرامون تنظیم غذا نگاشته ام که گویای این واقعیت است، کسی که به چند بیماری مبتلا است بتواند با همه آن ها مبارزه کند و مشکلی مانند تداخل داروی هم رخ ندهد.
لذا تنظیم دارو با دارو، ودارو با غذا، وتنظیم همه این ها، با رفتار درمانی ...، و همزمان متناسب بودن این مجموعه ترکیبی باشرایط، سنی، جنسی، جسمی، فصلی، منطقه ای... وحتی مذهبی... از ضرویات درمان است که هم رعایت آن بسیار دقیق است و هم درحال حاضر رعایت نمی شود. و همین یکی از بستر های بسیار مهم توسعه بیماری های غیر قابل شناخت است!؟، چون عوامل آن ها، گونا گون و پیچیده می باشد
4- هر نوع بیماری را با روش غذا درمانی و رفتار درمانی می توان تحت درمان قرار داد چیزی که تجربه شده است که اگر به دلایلی درمان قطعی امکان نداشته باشد، لا اقل بیمار از مشکلات مصرف داروی شیمیایی درامان باشد، تا بتواند بیماری را تحمل و با آن کنار بیاید.
5- جهت پیشگیری دهها روش، و طرحی که در این باره موجود است، قابل ارائه می باشد
6- حاضرم در مورد مطالب توضیح داده و پاسخگوی سؤالاتی هم باشم؛ و نیز هرکس به طور مستند، پاسخ اشکالات فوق را بدهد، پذیرفته و تجدید نظرکنم
7- امیدوارم رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته، و رئیس جمهور محترم آقای دکتر احمدی نژاد و هرکسی که بعد از ایشان باشند، و وزیر محترم بهداشت و درمان. کارگروهی معین فرمایند، تا درمورد مقایسه طب جدید با طب اسلامی تحقیق کرده وآیات و روایات را در دانشگاه ها تدریس و از نظر علمی مورد بررسی و پژوهش قرار دهند. و نیز در مورد پرونده سازی ، ورژیم غذا پزشکان را رسماً ملزم نمایند
8- دراین که چه باید کرد، به سه امر مهم باید توجه جدی داشته باشیم. اول، احیای طب اسلامی به تمام معنا، دوم. ترویج امر مهم پیشگیری به طور بنیادی وسوم. توجه به تغذیه سالم ورژیم غذا، رفتار درمانی و بهداشت اخلاقی... جهت بر خور داری ازسلامت روح وجسم
9- درخصوص میزان پشیرفت کار، باید عرض کنم، در مورد احیای طب اسلامی، هنوزگام اول هم برداشته نشده است؛ در امر پیشگری به سبک اسلامی، فاصله زیاد داریم. در مورد درمان به سبک اسلامی، نیز در قدم اول هستیم.
10- کلام آخر، حقیر نه دانشگاهیم و نه حوزوی، چون در مورد احیای طب اسلامی وسلامت مردم جداً کوتاهی شده است!؟ ولی با این حال اگر این دو قشر نمی بودند، نه اسلامی بود و نه انسانیت؛ و نه کشور و هویت ملیش. ولی همراه مردمم، برای گرفتن حقشان و تا نفس آخر از هرکوششی دریغ نخواهم کرد و از خداوند منان، و ولی عصر(ع) می خواهم تنهایم نگذرند. منتظر جواب، پیشنهاد، اظهار نظر، و انتقاد سازنده . والسلام:
عبدالحسین نجفی
همراه: 0936855028
تلفن: 6631605- قم
صندوق پستی 751-37185- قم