تبليغاتX
طب و درمان - قسمت 1احیای طب جامع اسلامی روز آمد یا ناکار آمدی طب جدید و مشکلات آن در روش درمان

طب و درمان

تحقیقات در زمینه طب و درمان

قسمت 1احیای طب جامع اسلامی روز آمد یا ناکار آمدی طب جدید و مشکلات آن در روش درمان

چون هرجا باشد، با چشم باز کارشناسانه به وضع موجود، می نگرم، از مجموع حال وهوای فضای موجود جلسه، و نوع دو سخنرانی دیگر، و مفهوم بیاناتی از مجری محترم جلسه این مجموع، مرا متوجه حقایقی می کرد، با آنچه باید هدف حرکت باشد، فاصله زیاد است. از جمله بدون ساز وکارِکارشناسی شده و با هدفی نا مشخص شروع کردن، و اینکه احیای طب اسلامی، باید براساس برنامه ریزی وسازمان دهی باشد، برای آموزش سراسری ، نه به صورت کار بردی و بیان روش معالجه...، در صورتی کار اجلاسیه باید محور اظهار نظر پیرامون شروع کار در مورد چگونگی احیای طب اسلای روز آمد و سپس چگونگی آموزش وکارهای پژوهشی در مراکز مربوطه و درسطح دانشگاه ، اطلاع رسانی عمومی و نظر خواهی از مردم جهت تصمیم گیری در مورد مراحل بعدی، تدوین کتاب های درسی... و خلاصه برای توسعه وجهانی کردن طب اسلامی، اندیشیدن و سازمان دهی ها... باشد. چون اگر با این روش به فکر باشیم کسانی پیدا شوند که در طب سنتی تجربه ای دارند وبخواهیم دراحیای طب اسلامی فرا گیر موفق شویم، امید بخش به نظرنمی رسد. درصوتی که باید هدف این باشد، بشراز مشکلات خسارت بار روش درمان طب جدید نجات یابد که اسلام و طب النبی می تواند جواب گوباشد، چون پایه و اساس آن ، قرآن و روایات است، وبرهمان اساس باید به فکر سلامتی بشر باشیم ، با وجود اینکه با استناد به قرآن و روایات، دراحیای طب اسلامی، تردیدی نیست، چرا در پی این باشیم که افرادی پیدا شوند که تجربه طب سنتی دارند، این امرلزومی ندارد، مگر این که افرادی را بیابیم تا در مورد آیات و روایات، کارهای پژوهشی انجام دهند مثلاً این که اسلام گفته پوشیدن طلا برای مرد حرام است، از نظر علمی واقعیت چیست؟ و نیز همین طور، در امور بهداشتی، تغذیه ای ، رفتاری...، کوشش کنیم، معلوم شود، منظور اسلام در این گونه مسائل سؤال بر انگیز چیست. محور اصلی بحث در این جلسات باید این ها باشد، تا ما را به جایی منتهی سازد که امروز بشر متوجه آن شده و منتظر دادرس است، به قول مجری محترم: کشورآمریکا به فکر طب مکل است ، که از توضیحات ایشان متوجه شدم، به راهی می روند که نهایت آن بن بست و فعلاً درگاز انبری فروپاشی نظام سرمایه داری درحال جان دادن است!؟ و در بسیاری از اهداف داخلی و برون مرزی خود در سراشیبی سقوط حتمی خفت بار قرار دارد،!؟ که توضیح بیشتر آن در جلد ششم «تاریخ سیاسی ایران وجهان» آمده است.

   من وقتی از نزدیک، وضع را این طور دیدم، چون با آنچه قبلاً درنظرم بود متفاوت نشان می داد، تعجب کردم، تعجب به این جهت که اسلام، برای همه بشرآمده و بیش ازحد تصورما حرف برای گفتن، و راه کار برای شدن دارد. شواهدی نشان می دهد روش فعلی طب جدید، در درمان، بشر را سرخورده کرده که حتی در دیگر کشور ها هم به فکر طب کمل برآیند، تا شاید گم شده خود را بیابند، پس چرا اسلامی که درحل مشکلات، مافوق تصور بشرتوانا است و راه کارهای گونا گونی دارد و از طرف دیگر ما مدعی هستیم، دین ما کامل ترین دین است، که درهمه نیاز های بشر می تواند جواب گو باشد، و نیز درتاریخ طب بوعلی سینا...، طب النبی...، سند گویای دیگرآن می باشد، لذا نباید طب النبی...، را در این حد، تنزل داد، که بگردیم چهار نفر را که تجربه طب سنتی کسب کرده اند و دیدگاه های متفاوتی دارند، برای حل مشکل سالم زیستی بشر پیدا کنیم. راستی با این وضع، می توان به جایی رسید، آن هم به وسیله اسلامی که برای بشرآمده وحد و مرز نمی شناسد، چون طب اسلامی که مسلمان طی700 سال حکومت خود در اروپا اجرا می کردند، اروپا آن را ازما گرفت، آلوده و بد شکلش کردند وته مانده آن را به ما دادند، آیا درست است ما هم با داشتن این اسلام و نیز غرور ملی و شخصیت ایرانی خود، آن را محکم گرفته و ُرها نکنیم؟! اگر طب جدید وطب سنتی هردو، در روش درمان و سالم زیستن ملاکی واحد دارند!؟، درصورتی که که قبول داریم، رسول خدا(ص) درجواب پزشکی که شکایت داشت، بیماری به او مراجعه نمی کند، فرمود: مردم تا گرسنه نشوند غذا نمی خورند وقبل از سیر شدن دست می کسشند. پس چرا این روش را زنده و همگانی نمی کنیم که حتی کسی بیمار نشود و بشر هم گمشده خود را( که سلامتی قبل از بیماری است) تجربه کرده و در این حد گرفتار دارو و درمان، درد ...، نشده و علاج واقعه را قبل از وقوع کرده باشیم، که حتی تبعات طب جدید دامن گیر نسل جوان ، درگرایش به مواد مخدر نشود، چون« کراک، تراما دول، پان، شیشه، کریستال، روانگردان...» که ما امروز درکشور70  میلیونی، شاهد 3000000 معتادیم!؟

    همان طورکه اشاره شد، اسلام، حد و مرز نمی شناسد، و برای نوع بشر آمده است ؛ ما تا جهانی فکر نکنیم نمی توانیم جهانی حرکت کنیم، درحالی که طب اسلامی ما جهانی می اندیشد، خداوند در باره خواص عسل می فرماید" ...فیه شفاع للناس...؛ درعسل برای جهانیان شفاع و درمان است " نحل آیه 68 و9 6: در چهارده آیه جمله« الناس- مردم» آمده است، و عجیب این که خداوند در آخر این آیه، انسان را به تفکر و اندیشیدن فرا می خواند، یعنی همان کارهای پژوهشی که باید در خصوص کشف خواص مواد خوراکی و احیای طب اسلامی دردانشگاه ها مورد بحث و بررسی قرار گیرد. و لی چرا ما به دعوت خداوند تا کنون عملاً لبیک نگفته ایم ، ثواب قرآن خواندن به خاطر درک این حقایق است، نه صرف خواندن، به قول یکی از مفسرین که گفتند: ما با قرآن هستیم ولی با قرآن زندگی نمی کنیم !؟، آقا آیه سوگند خداوند (به انجیر و زیتون) را برای ثواب می خواند، واز طرف دیگر، روزی چندین قرص برای تسکین درد، وشب هم  قرصی برای راحت خوابیدن می خورد!؟ و هر روز به دکتر مراجعه می کند و با یک پلاستیک پر از دارو بر میگردد!؟.

   پس چرا درمورد احیای طب اسلامی که جهانی می اندیشد، سرمایه گذاری نمی شود  ودرمورد طرحی کارشناسی شده، کار پژوهشی درخصوص آیات و روایات، طب النبی...، صورت نمی گیرد، و بر عکس ، منتظریم  بیگانه گان بگویند حرمت پوشیدن طلا برای مرد به دلایل طبی... است؛ حرمت شرب خمر به خاطر مشکلات  روحی و جسمی است، که در نهایت انسان را از پا در می آرود ؛ باور های دینی در سلامتی، کارایی...، و توان افراد اثر دارد. چرا ما در این کارهای پژوهشی، پیش قدم نیستیم؟!، تمام یاد داشت هایی که در این باره دارم، همه از کشورهای دیگر است!؟ نه از ایران، چرا ما خون دادیم و اسلام پژ مرده را زنده کردیم، ولی حاضر نیستیم در مورد آیات و روایات کار علمی انجام داده و طب اسلامی را احیا و به بشر معروفی کنیم ؟! چرا هویت اسلامی و حتی ملی خود را فرا موش کرده و به فکر سلامتی خود و بشر نیستیم که از جمله یک میلیارد چاق، سالی  میلیون ها از آنها  راهی گورستان نشوند، بیش از شصت در صد بیماری ها، از تغذیه ناسالم و روش بد تغذیه است که اسلام صدها دستور و روش در این باره  دارد. و لذا رسول خدا (ص) می فرماید "معده خانه بیماری و پرهیز( از پرخوری وبدخوری) سر آمد داروهاست" نهج الفصاحه ص 625: ، در مورد همین روایت کتابی کامل می توان نوشت وآن را برای نگارش تنظیم و شروع کرده ام. البته در مورد کوتاهی هایی که شده، در درجه اول روی سخن متوجه عالمان دینی است که درباره بیان دید گاه های اسلام، در این باره، بدون هیچ دلیل قانع کننده ای کوتاهی کرده و دارند می کنند!؟

فرصت زود گذر و ما

     درعصر جمهوری اسلامی که، به یمن خون شهدای گلگون کفن، آزادی و امنیت و سر بلندی ایرانی درجهان، از ایثار وخود گذشتگی آنان است، و این فرصت را خلق کرده اند، راستی چرا از این فرصت بدست آمده به صورت بهینه استفاده نمی کنیم؟! چرا هنوز هم از طب غربی حرف است و کتاب های طبی آنها را ترجمه می کنیم؟!  آن هم طبی که روز به روز شاهد بیماران بیشتری هستیم. تاکنون احتیاط کردم بگویم این تجارت است نه طبابت!؟، طب جدید از نظر روش درمان مرده است و باید آن را به خاک سپرد، تا این که نباید درکشور70 میلیونی ایران شاهد 7000000 دیابتی، 6000000  معلول، 300000 سرطانی... باشیم!؟، آیا این ها حاصل طب النبی... است یا حاصل طب جدید که باید تخریب و پس از آوار برداری، براساس نقشه ای کارشناسی شده، طب اسلامی را پایه ریزی و جایگزین کرد و طب بوعلی سینایی، بهمنیاری، فخررازی، فارابی...، فراموش شده را احیا نمود؛ چرا تاریخ طلایی و میراث پدران خود را فراموش کرده ایم؟! چرا هنوز نیم خورده غربی های درحال مردن را َمز َمزه و ُرها نمی کنیم؟!، چرا همان کار های پژوهشی که در باره احیای طب جدید کرده و می کنیم در باره  احیای طب النبی...، هم  نمی کنیم؟! ، این شرک در کار، خداست که اصول طبی در قرآن و روایات را، طب تجربی و( به قول برخی) غیر علمی بدانیم و طب غربی را طب علمی، و اجازه ندهیم آیات و روایات وارد دانشگاه شوند، تا کارهای پژوهشی روی آن ها صورت بگیرد ، این ظلم به اسلام و قرآن و روایت است، که آیات و روایات در کتاب های درسی مدارس و دانشگاه ها راه نداشته باشند!؟. در این خصوص چه توجیه و جواب قانع کننده ای داریم؟! کلام پیامبر (ص) و قرآن در مورد سلامتی در حد کلام غر بی ها هم نیست که در دانشگاه راه بیابند؟! مشکل آن چیست که روایات بهداشتی، تغذیه ای... در دانشگاه راه ندارند و تدریس نمی شوند؛ چرا و علت چیست ؟! لازم به ذکر است ، این قبیل خطاب ها عام و اول متوجه عالمان دینی می شود که وظیفه بسیار سگین وجهانی متوجه فرد فرد آن هاست، ومردم باید از آن ها بخواهند چرا کوتاهی کرده ومی کنند، و چرا اسلام و قرآن را (که کتاب زندگی است) در اخلاقیات و عبادات خشک، منحصر ومحبوس کرده اند؟!، وظیفه دولت ازمردم نسبت به درخواست از عالمان دینی، سنگین تراست.

   البته ما از نظر علمی و تئوری، منکر طب جدید نیستم بلکه از نظر شکلی وعملی حرف داریم و به همین جهت، در «طرح جامع احیای طب اسلامی» و دیگر کتاب های خود، متذکر تلفیق طب جدید با طب اسلامی شده ایم و طرحی هم در مورد ورود  طب و طبیب، در خانواده  موجود است که از هر خانواده یک نفر، پس از آموزش لازم، همه مسائل سلامتی را در خانواده تحت کنترل داشته و با پزشک مورد نظر مرکز آموزش در هر محله...، به عنوان رابط نیز در ارتباط باشد. چرا در این باره به همین سبک وروش ( که درخود طرح مفصل است) اقدام نشده و نمی شود؟! که اگر این گونه روش ها عملاً اجرا شود، آنگاه ما دیگر شاهد 7 میلیون دیابتی نخواهم بود که سالی ده هزار آن ها قطع عضو شوند و پنجاه هزار از بیماران قلبی و عروقی و سی هزار سرطانی راهی گروستان شوند!؟ . طب جدید با روش درمانی خود، کشتارگاه براه انداخته است!؟ بیماری که از زندگی لذت نبرد و با مرگ تدریجی دست و پنجه نرم کند، مرگ برای او بهتر است. نمی دانیم همین دیابتی ها چه مشکلات متعددی، حتی در مسائل ریز خانوادگی دارند که گاهی به جا های بدی کشیده می شود!؟.  خوب است وضع این ها را از نزدیک به بینیم تا بدانیم چه خبراست، و این زنده بودن ها رنج کشیدن است، نه لذت بردن از زندگی!؟

    چون یک روز از رسانه، چیزی در خصوصی کردن خدمات درمانی شنیدم ؛ خدا نکند طب جدید به بخش خصوصی سپرده شود، آن گاه می شود تجارتی صد در صد، که اگر حالا هزینه خرید دارو، در یک سال بالغ300 هزار میلیارد تومان است، آن زمان دو برابرخواهد شد!؟ . طب جدید به جای خدمت به مردم دارد کم لطفی می کند؛ کم لطفی از این بالاتر که سالی300 میلیارد تومان پول عرق جبین مردم را بگیرد و سالم هم نبوده و با مرگ تدریجی رو برو باشند؟! چرا ایران اسلامی بعد از چین باید دومین مصرف کننده دارو باشد و یکی ازکشورها که مصرف زیتون آنها بالا است، پنجاه درصد مرگ و میرشان کمتر باشد؟! زیتونی که خداوند در قرآن، به آن سوگند یاد کرده و ما آن را برای ثواب می خوانیم و متأ سفانه مفسرین هم آن را بد تفسیر کرده اند !؟ و این ظلم نا بخشودنی، اول به قرآن و اسلام است و بعد نه تنها به ایران و مسلمانان،  بلکه ظلم به بشراست!؟ . و نیز یکی دیگر از کشورها که شاد ترین مردم جهانند، به خاطر بهداشت ، تغذیه سالم و آموزش عمومی است، این درست همان چیزهایی است که اسلام بر آنها تأکید دارد و منابع اسلامی ما پر است از باید ها و نباید های سالم زیستن، ولی همه ُرها شده است و ما به سراغ ترجمه کتاب های غربی رفته ایم!؟ البته منکر آنها نیستیم ولی چرا خودیِ خود و اسلاممان را فراموش کرده ایم؟! چرا به مصرفی بودن تن می دهیم و از فراورده های فکری دیگران ارتزاق می کنیم؟! ؛ مصرفی بار آمدن برای نسل آینده ما بد ترین ارمغان است، که از خود به ارث می گذاریم!؟

   زمان شاه، اجازه نمی دادند حتی قرآن جزء کتاب های درسی باشد ولی حالا که به پرتو خون بیش از400000 جوان شهید، این فرصت طلای بدست ما آمده است، ما نباید با قرآن زندگی کنیم؟! یعنی دانش آموز همین حالا که قرآن می خواند بداند خدا چرا به انجیر و زیتون سوگند یاد کرده و عسل را برای کل بشر شفاء قرار داده و به گوشت ماهی، میوه هایی در قرآن توجه دارد. ولی قرآن بخواند و بیمار باشد؟! دختر نداند زمانی در ایام بار داری و زمان شیردهی ...، از چه نوع مواد غذایی که در قرآن برآن ها تأکید شده، بیشتر استفاده کند که ما امروز شاهد 6000000 معلول و بیماران مادر زادی... نباشیم، خوب است چقدر نابینا و کم بینا داشته باشیم؟ (400000) که به قول سازمان بهداشت جهانی، پنجاه در صد نابینا و کم بینا ها، برا اثر کمبود مصرف سبزی است. همه قبول داریم ائمه(ع) تا سبزی سر سفره حاضر نمی شد غذا میل نمی کردند. چرا در مورد دلیل این ها، در مدارس و دانشگاه ها، بحث و پژوهش صورت نمی گیرد، و مردم را آگاه نمی کنیم، که گرفتار این داروهای کشنده نشوند و بسیاری از دانش آموزان به علت مشکلات چشمی، سوء تغذیه ... و دیگر بیماری های مادر زادی ... مشکل درسی داشته ، مدارس استثنایی و بیش از یک میلیون دانش آموز معلول، داشته باشیم و تبعات خسارت بار و فراگیر فردی و اجتماعی آن!؟. امروز ، دیگر مانند زمان شاه نیست که از ساواک بترسیم، در باره طب اسلامی کارهای پژوهشی انجام داده و طب اسلامی را احیاکنیم!؟، پس مانع چسیت که سی سال از عمر جمهور اسلامی می گذرد و هنوز طب ما در درمان، همان طب غربی زمان شاه است!؟، و پزشکان ما نسیت به طب اسلامی بیگانه اند!؟ و در توصیه رژیم غذا به بیماران خود، ناتوان و یا ملزم نشده اند!؟

پایه گذار طب در جهان کیست؟

      اگر ابداع گر طب جدید غرب است!؟، چرا دست به دامن کسی شده ایم که مرده است و این طب را از پدران خود ما گرفته است و اگر طب جدید از اسلام و ما هیتاً از قرآن و روایات و خداوند آن را برای بشر قرار داده است، چرا ما مانند پدرانمان در جهان آقا نباشیم که آنها کتاب های طبی ما را ترجمه کنند همان طور که قانون بو علی سینا ها را ترجمه و تدریس کردند. این که چگونه طب را از پدران ما گرفتند توجه کنیم " مستر چمبر، نویسنده انگلیسی درکتاب  « فتوح العرب وکنوز الادب »... نوشته است...، و از این جا می توان دریافت که بی شبه ترقیات حالیه اروپا را مسلمانان باعث و بانی بوده اند. درعلم ریاضی و نجوم منتهای پیشرفت را داشتند، و می توان گفت جبر و مقابله که امروز در دست  داریم و از داشتنش فخر می کنیم به طور کلی از مسلمانان است. علم شیمی و دارو سازی و بسیاری از داروهایی را که امروزه  معمول و مستعمل است، مخترع آن مسلمانان بوده اند که اغلب آن را حکمای مسلمین به مریضان خود نسخه نوشته و می دادند..." از تاریخ فتوحات اسلام در اروپا، قسمت اول کتاب، نوشته شکیب ارسان، ترجمه مرحو مغفور علی دوانی.

    انبیاء و اولیاء (ع) که به همه نکات علمی روایات آگاه و اشاره دارند و لی آنها را باز نکرده اند، می دانیم چرا ؟؛ چون تا بشرکنجکاو ، نیز خود درکشف حقایق سهیم بوده و براثر واکنش درونی عشق و انگیزه در وجودش زنده گردد؛ روش مدیریتی خدا بگونه ای است که، تورماهی گیری می دهد، تا بشر خودش ماهی بگیرد، یعنی هرکاری باید دو طرفه باشد نه یک طرفه و مصرفی بارآوردن بشر؛ و لذا در حدیث آمده " یک ساعت اندیشیدن (از نظرارزش) برابر است باهفتاد سال عبادت": این ارزش کلان به جهت اهمیت کارهای پژوهشی است که کشفیاتی را درپی می آورد، و لذا در باره احیای طب اسلامی پس از کارهای پژوهشی و تئوریکی باید وارد مرحله عملی و کار بردی کردن آن، تلاش  وکوشش کرد، و منتظر نباشیم، چهار نفر درگوشه ای از تهران جمع شده و هرکس حرف خودش را بزند و افراد از سخنران سؤالات معمولی خود... را بپرسند و جلسه پایان بیابد . نا چارم با صراحت بگویم این تحقیر اسلام، قرآن و سیره انبیاء و اولیاء در روش سالم زیستن است، چون پس از قرن ها تازه بشر به جایی می رسد، اسلام مسائلی را زمانی گفته است، که نه علم میکروب شناسی بود و نه نامی از طب و علوم پزشکی امروزی. در واقع، این ها نشانگر این حقیت هستند که پایه گذار طب در جهان خدا و اسلام است. و لذا تمنا می شود اسلام را تا این حد در انظار دشمنان کوچک نسازیم. مردم این ها را نمی دانند، آگاهی بخشیدن و هدایت مردم، برای سالم زیستن و از زندگی لذت بردن اول و ظیفه صد در صد عالمان دینی وسپس و ظیفه علمی و اجرایی ماست. خواه بدانیم یا ندانیم ضامنیم.

 با طرحی جامع باید شروع کرد

     خیلی بعید دیدم، وزیر محترم بهداشت و درمان که دلسوز ترین افرادند ، نسبت به طب اسلامی کم  لطفی فرموده و تا این حد آن را بی اهمیت جلوه دهند، که حق نداشته باشیم، طرحی جامع جهت احیای طب اسلامی به مجلس ارائه  داده  شود، و پس از تصویب، تدریس آن در دانشگاه های سراسری شروع شود. و نیز از دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی دعوت شود، برای احیا و کار بردی نمودن طب اسلامی ، در جایی گرد آمده و برای توسعه جهانی آن، اقدامات لازم صورت گرفته و مرکزی، بین المللی برای این امر مهم دریکی از کشورهای اسلامی تأسیس و شعبات آن در سایر کشور های حتی غیر اسلامی متمایل دایر شود. این کار شدنی و جهان به تنگ آمده از روش  درمانی طب جدید، استقبال خواهد کرد، دلیل آن توجه به طب سنتی، طب مکمل در بسیاری از کشور ها، و نظر بسیاری از دانشمدان حتی غیر مسلمان می باشد که دکتر... دوست عزیزم، خودشان به همین خاطر، به کشور هایی از جمله ارمنستان، مسافرت و سخنرانی داشته اند و از ایشان خواسته اند در مورد طب سنتی آموزشگاه داشته باشند، که به قول خودشان اقداماتی هم صورت گرفته است. و مواردی هم از رسانه ها خودم شنیدم که از یک دغدغه عمومی حاکیت می کند.

    به هر صورت اگر این کار ها را ما زود تر انجام داده  و از دیگر کشورهای اسلامی دعوت کرده و در مورد سالم زیستی و سلامت جسم و جان، از نظر آموزه های دینی و احیای طب اسلامی، مبادرت کرده بودیم، تا کنون خیلی پیشرفته و جهش کرده بودیم ، اما این کار را تاکنون نکرده ایم  و لی به قول معروف «هرجای ضرر را بگیرند نفع است»،  لذا تا فرصت از دست نرفته، باید به طور اساسی اقدام کرد، نظیر هفته وحدت که هر سال در ایران برگزار می شود، برای احیای طب اسلامی هم باید اقدام کرد، تا جهان بداند مبنای طب در اصل، از اسلام برخواسته و حتی کلمه « طب» (یعنی بهداشت و سلامتی)، 46 بار در قرآن، تکرار شده است، و باید این حقایق باز گو و روشن شود، بشر امروزی هرچه دارد، اصل آن

ادامه مطالب هفته آینده...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 21:2  توسط عبدالحسین نجفی  |