قسمت 2 احیای طب جامع اسلامی روز آمد یا ناکار آمدی طب جدید و مشکلات آن در روش درمان
از اسلام شروع، و بجاهای دیگر توسعه یافته است، ولی به عللی وبه وسیله کسانی از دوستان نا آگاه و دشمنانی آگاه و هدف دار، ازآن اصالت ...، اسلامی خود کنار گذاشته شده ، تن بی جان و روحش، باقی مانده وزمین گیر شده است!؟ .
این ها را حتی بسیاری از مردم ایران خودمان نمی دانند، و فکر می کنند طبی که خداوند برای بشردر نظرگرفته همین است که فعلآ داریم!؟ واقعاً ، مردم از طب اسلامی چیزی نمی دانند و تنها کسانی که در درجه اول، جواب این خسارت و فقر فرهنگی را باید بدهند، عالمان دینی هستند که به عنوان وارث انبیاء (ع) مقصرند به دلیل نامه ای که برایم رسیده ولازم است، توجه کنیم، چه بر سر اسلام و مردم آمده است و حتی سوگند خدا به «انجیر و زیتون» را بد تفسیر کرده و می کنیم!؟ "دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشت ودرمان...: مرکز بهداشت استان: شماره، 65590تاریخ2/6/1387: جناب آقای عبدالحسین نجفی باسلام: عطف به نامه شماره512، مورخ 9/5/1387 ضمن تشکر از توجه جنابعالی به امر پیشگیری که نشان دهنده باور شما است زیرا دین مبین اسلام ، روش زندگی پیشگیرانه و سلامت نگر است ولی متأسفانه بسیاری از مسؤولین دینی و اجرایی نگاه درمان نگر به دین و فعالیت ها دارند امید است که همه درک صحیح از دین مبین اسلام بدست بیاوریم و درآن صورت بیشتر سرمایه های ملی را در ابعاد مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، و... در امر پیشگیری هزینه خواهیم کرد...، دکتر... معاون فنی مرکز بهداشت استان...":
بازهم به اصل مو ضوع برگردیم که همان طب گم شده اسلامی و آبا و اجدادی ما باشد که، گفته شد، غربی ها ریزه خوار این سفره ما بوده و هستند، ایرانی که دریک تست هوشی، در خود آمریکا ، نفر اول بوده است، آیا درست است، خودمان را تا این حد دست کم بگیریم؟! و لذا باید توجه کنیم، اسلام و ایرانی بودن خود را تا این حد، تحقیر نکنیم، ایرانی که از مضمون کلام حضرت رسول (ص) فهمیده می شود، بزرگ تراز این هاست که تحقیر شود، می فرمایند ." امید من به ایران است ؛ علم اگر به ثریا رود فارس آن را خواهد یافت": خلاصه کاری کنیم که برای اسلا ممان درهمه زمینه ها افتخار آمیز باشیم، همان طورکه در اختراعات، تولید سلاح های مدرن روز، درمدار زمین قرار دادن ماهواره امید ، شبیه سازی ، تولید سلول های بنیادی، جراهی های بسیار حساس و خلاصه برنده برگ زرین، انرژی اتمی از چنگال خونین آمریکا و صد ها نمونه دیگر درهمه زمینه ها که خود شما ها بهتر می دانید و مصداق اول این حدث است که امام صادق (ع) می فرماید" کونو لنا زینا ولا تکونوا علینا شینات": و لذا کاری کنیم که درهیچ موردی مصداق قسمت آخر حدیث نباشیم و می شود نباشیم چون خدا و امام زمان (ع) صاحب این سفره گترده برای سلامتی و سعادت بشر هستند و ما هستیم که در میان بیش از شش میلیارد جمعیت جهان افتخار انجام دستورات خداوند و پی روی از سنت انبیا و اولیا (ع) را داریم که جا دارد حتی هستی خود را در این راه بدهیم ، همان طور که بزرگان دین دادند و راه چگونه زیستن وچگونه شدن را، به ما آموختند.
وخلاصه به "کونوا لنا زینا..."دست نخواهیم یافت مگر با طرحی جامع کاملاً کارشناسی شده، سرمایه گذرای ، حرکتی منسجم، هما هنگ، حرکتی جهانی، همزمانی شروع طرع و وارد نمودن طب وطبیب درخانواده، و در نتیجه احیای سیره انبیاء واولیاء(ع) در بهداشت، تغذیه سالم، رفتارهای سالم زیستی، درجهت گسب ارزشهای مادی ومعنوی.
مقایسه کوتاهی از طب جدید وقدیم
این مقایسه از یک سو، در مورد گوشه ای از تدابیر اسلام در پیشگیری و سلامتی می باشد و از سوی دیگر، عوارض جانبی دارو درمانی، آن هم به اعتراف پزشکان معروف جهان می باشد که خوب است، این گونه هشدارها را به طور جدی دید و به فکرجایگزین بود
اول: دید گاه اسلام، ازکتاب طب سنتی ص 24 از آقای اسماعیل اژدری " ...اگر کتاب های طب و بهداشت دراسلام را مطالعه کنید تماماً دستورهای ائمه(ع) است، می گویند با غذا و خوردنی های طبیعی که خداوند برای ما ارزانی داشته است، خود را معالجه کنید نه با خوراکی های مصنوعی: از امیررالمؤمنین (ع) نقل شده دوا بامعده شما آن می کند که اسید بامس. موسی بن جعفر(ع) می فرمایند هیچ داروئی نیست مگر آنکه درد را در بدن می انگیزاند. پس سودمند تر از آن این است که تا کاملاً محتاج نشوی تصرف در بدن نکنی : از امام رضا(ع) تا ممکن است به طبیب مراجعه نکنید زیرا معالجه تن چون تعمیر خانه است که کمش به بسیار می کشد...؛ امام صاد ق (ع) می فرماید: کسانی که به مختصر کسالتی فوری به طبیب مراجعه می کنند و دارو استعمال می نمایند. اگر بمیرند از پی روان مذهب او به شمار نمی روند...":
دوم: آنچه خود پزشکان معروف جهان، می گویند از همان کتاب فوق ص20 ، چنین آمده است "دکتر ریچرد کابرت بزرگ ترین پروفسور واستاد دانشگاه طب در ایا لات متحده آمریکا می باشد، اظهار می دارد: در بین 1407، امراض مختلف که در طب جدید نام برده شده فقط 6 مرض به وسیله دارو قابل علاج است : دکتر آلمر که از پزشکان نیویورک می باشد می گوید: وضع فعلی طب طوری شده که می توان آن را یک جنون علمی دانست: دکترمیچل: در پس هر مرضی علتی وجود دارد و هیچ دارویی نمی تواند خود را به آن علت برساند : دکتر ودزها چنسون : تریاک والکل و دوخانیات و به طور کلی مواد مخدر را از بین جامعه بر اندازید درعرض 48 ساعت ستون فقرات معاملات دارویی خواهد شکست: دکتر آلبرت هوبارد: پدرم 67 سال طبابت کرد ولی هرگز من و برادرانم و خواهرهایم را با دارو معالجه نکرد: دکترسرویلیام: تقریباً کلیه زهرهای قوی در طبابت به کارمی رود، این سم ها دربعضی از نقاط بدن جمع شده و به تدریج نسوج را خراشیده و آن را از بین می برد و عمرانسان را کوتاه می کند: دکتر هامیتووال: برا اثر به کار بردن دارو برای معالجه امراض مختصر فورًاً داروی حاّد به کارمی برند که درنتیجه قسمت اعظم امراض مزمن از این راه تولید می گردد، و معنی فاسد بر افسد همین است. زیرا برای دفع یک مرض کوچک و سهل متوسل به یک داروی سمی مسکن ساکت کننده می شود که خود ایجاد مسمومیت می نماید. بدان می ماند که چشم خود را که تراخم گرفته با یک پارچه کثیف آغشته با کثافت پاک نماییم و امید به بهبود هم داشته باشیم: ُبقراط در زمان خود می گفت. داروهای خود را به دور بریزید تا از چنگال امراض خلاصی یابید...":
حال، این زمینه روشن غیر قابل انکار، برای یک قضاوت منصفانه است که طب اسلامی بر اساس آموزه های دینی، مبنی بر سالم زیستی، به صلاح بشراست، و باید برای احیا و توسعه آن درجهان سرمایه گذاری کرد، و دیگر این که طب اسلامی را نباید در طب سنتی تجربی و در داروی گیاهی خلاصه کرد، چون روش سالم زیستی در اسلام، فرا تر از آنچه است که به تصور بشری بیاید که در علم و دانش محدود و ناقص است. و نیز متذکر می شوم، اگر کسی راهی بهتر، از آنچه اسلام در نظر دارد بفرماید و اگر نه پس چرا معطل هستیم، تا چند نفر پیدا شوند که تجربه طب سنتی کسب کرده باشند . مو ضوع درست مانند دو دو تا چهارتا و روز روشن است، چون اصول اسلامی مانند فرضیه های بشری قابل خدشه وتغییر نیست و به اما و اگرهای بشری نیاز ندارد، چون صد درصد یقینی می باشد، و لذا کاری که ما باید بکنیم این است، همان طور که قبلاً اشاره شد؛ از یک سو برای وارد کردن طرح طب وطبیب درخانواده، باید اقدام نمود و از سوی دیگر، تدریس وکارهای پژوهشی را در دانشگاه ها شروع کرد وکافی است ، که دیگر هیچ نیازی به این گونه همایش ها... نباشد و نیست، چون روشن است چه باید کرد و حقیر برای هر امری در مورد، آموزش، تدوین کتاب های آموزشی...، می توانم در خدمت باشم که اگر لازم باشد حتی حاضرم آن را تضمین کنم، چون سال هاست در این باره تجربه کاری دارم و مسائل برایم روشن و حل شده است؛ و در باید ها و نباید های اسلامی در این خصوص تردیدی نیست.
اسلام در پی چیست و طب جدید چه میکند؟!
اگر کتاب(طب جامع اسلامی) را که سال83 نگاشته ام (و هنوز چاپ نشده) مطالعه کنیم متوجه خواهیم شد تفاوت طب جدید باطب جامع اسلامی چیست؟! نکته ای را که در این جا باید متذکر شوم، هدف اسلام درسلامتی بشر، این است که از هر طریق ممکن می کوشد، کسی بیمار نشود و لذا اما رضا(ع) می فرمایند" تا مکن است به طبیب مراجعه نکنید زیرامعالجه تن چون تعمیر خانه است که کمش به بسیاری می کشد": و از امام صادق(ع) نقل شده که می فرمایند " کسانی که با مختصر کسالتی فوری به طبیب مراجعه می کنند و دارو استعمال می کنند. اگر بمیرند از پیرو مذهب ما به شمار نمی آیند":
ولذا اسلام می کوشد دریک کشوراسلامی70 ملیونی6000000 معلول، 7000000 بیمارن دیابتی،3000000 معتاد...، و به همین تعداد، بیماران قلبی وعروقی، فشارخونی...، بیماران روحی ورانی...، نباشد تا از میان این ها ده ها متخصص وکار شناس برخیزند و در همه زمینه ها کشور را خود کفا نموده وحتی صادرات متخصص وکارشناس هم داشته باشیم ... ولی طب جدید که همه کوشش خود را متوجه، درمان نموده و نسبت به پیشگیری، درآن حدی که باید باشد، کاملاً بی توجه است، از یک سو متخصصان زیادی را به کارگرفته و از سوی دیگر حد اقل سالی ده ها هزار میلیارد تومان در این رابطه هزینه می کند!؟ و به قول یکی از مسؤولان مربوط، هزینه خرید دارو توسط بیماران درسال بالغ بر300000 میلیارد تومان است!؟ و با وجود این ها که هیچ نتیجه ای از آن درجامعه دیده نمی شود، جز درد و زنج...، وتبعات خسارت بارفردی و اجتماعی...، و برعکس بیماری ها رو به افزایش است!؟ که در اوخر1387 یکی از مسؤولان گفت: بیماری های قلبی و عروقی در ردیف اول، و بیماری های روحی و روانی در ردیف دوم و روبه گشترش است!؟ . درهمین قم، سی سال پیش که تازه به قم آمده بودیم، نوبت برای مراجعه به پزشک، دو روزه بود ولی حال دو ماه است!؟ که دو مورد آن را خوم از نزدیک شاهد بودم!؟
با توجه به این که قبول داریم وقتی آن پزشک از پیامبر(ص) پرسید، بیماری به او مراجعه نمی کند، حضرت فرمود: این ها تا گرسنه نشوند غذا نمی خورند و قبل از سیر شدن دست می کشند. به نظر شما کدام طب را باید طب موفق و دارا ی تدابیر درست دانست و به کارگرفت ویا لا اقل هردو را باهم تلفیق کرد؟، جداً می خواهم همین را مسؤولان امر توضیح دهند، چون امثال این مطالب را در اینترنت وارد، و به جاهای زیادی منتشر می کنم
آیا ترجمه کتاب های طبی بیگانه، افتخار است؟!
چون درقسمت بالا حرف از مقایسه طب قدیم باطب جدید به میان آمد، وازسوی دیگر قبلاً درباره توجه به طب غرب وترجمه کتاب های طبی آنان، حرف زیاد داشتیم؛ بد نیست کمی مستند تر وارد بحث شویم؛ و به پرسیم چرا خودمان، با وجود غنای فرهنگی که داریم ، این کتاب ها را تولید نمی کنیم، یعنی اطبای ما به این جا نرسیده و در این حد منابع اسلامی ندارند، که خودشان مثلاً، درباره جوش صورت، دیابت، غده تورویید... کتاب بنوسیند؟! ازسوی دیگر ما می توانیم کتاب های خارجی را ترجمه کنیم؟!، ولی فراموش کرده ایم گوشه ای ازطب النبی...، را هم مورد عنایت قرار دهیم!؟ به قول دانشمندان " ارزش انسان در آنچه است که می آفریند، هرچند کم باشد، نه آنچه جمع می کند، هرچند زیاد باشد": از این نوع کتاب ها که در اکثرداروخانه های قم موجود است؛ چند تا ازآن ها را دارم، که به گوشه ای از مشخصات یکی از آنها اشاره می کنم " انجمن پزشکی بریتانیا: آکنه ، جوش غرور جوانی. تأ لیف: پروفسورتیم میچل. ترجمه: دکتر فرهاد همت خواه: تیراژ،5000 ، نوبت چاپ .چهارم 1383: 1200تومان، انتشارات عصر کتاب":
ترجمه وتیراژکتاب و این که مردم با این قیمت، این کتاب 78 صفحه ای را می خرند، سند گویایی است، مبنی براین که از یک سوما به طورکلی از طب اّلنبی و سیره انبیاء واولیاء(ع) در امر تغذیه... غافل و بیگانه هستیم و از سوی دیگر طب ما هنوز طب غربی است، نه طب اسلامی!؟. چون با همین طب اسلامی و تنها با روش دستورات غذایی و رفتاری تا کنون چندین بیمار را (درضمن کارهای تحقیقم) درمان کرده ام، آن هم با این که چند سال دارو مصرف کرده بودند و بی فایده!؟ وحاضرم درمورد هر بیماری که بخواهید اقدام کنم. دراین چند کتاب غربی که من دارم، دستورات غذایی و رفتاری نیامده، وهمه اش توصیه مراجعه به پزشک و مصرف دارو است!؟. درقسمت بالا متوجه شدیم خود پزشکان معروف جهان در باره داروهای شیمیایی چه می گویند و اسلام در مورد پیشگیری و سالم زیستن، چه تدابیری دارد وآن ها را، توصیه می کند. و نیز در قرآن در مورد شفای درعسل،گوشت ماهی، میوه هایی...، انجیر و زیتون تأکید داشته و سوگند یاد می کند. حال، در واقع این افتخار است که ترجمه کتاب های غربی را دنبال و دستورات اسلام را فراموش کنیم؟!، این نوعی دین گریزی و خود فراموش است، هرچند، تعمدی نیست و این عزیزان مترجم حسن نیت دارند، ولی در واقع، مصادق قسمت دوم حدیثی است که، از امام صادق(ع) قبلاً گذشت "... ولاتکنوا علینا شینا": وترجمه کتاب آن ها برای ما، با وجود این فرهنگ غنی که داریم، نا زیباست، چون آن ها روزی ریزه خوار سفره ما بودند وحا لا ما، ریزه خوارسفره آلوده آنان هستیم!؟؛ آن هم طبی که اصل آن را از خود ما گرفته اند!؟ که قبلاًً از قول دانشمند اروپایی ثابت شد، که هرچه دارند و به آنها فخر می کنند، از مسلمانان است. و بازهم ما خودمان را باور نمی کنیم که پدرانمان کسانی بوده اند و ما هم باید مثل پدرانمان باشیم وغربی ها کتاب های طبی... ما را ترجمه کنند، همان طورکه کتاب های بوعلی سینا... را ترجه کردند وآقا شدند!؟
و نیز سند و نمونه دیگر، درکتاب (پیشگوئی های علمی قرآن) نوشته مصطفی زمانی صفحه62 چنین آمده است "... مفسر عالیقدر طنطاوی بعد از نقل آیه بالا [انشقاق آیات 19و15] می نویسد ، آیا گمان می کنید خداوند این سوگند ها را فقط برای لغت پردازی و زیبایی کلمات در قرآن آورده ست؟! ما از نظرعلوم مراحلی را طی کردیم اما حمله تا تارمحصول علوم ما را نابود کرد. و اروپا علوم و اخلاق ما را غنیمت برد و به آن اضافه کرد و درجهان سر بلند گردید اما ما مسلمانان قرنها به خواب غفلت فرو رفتیم":
واقعاً ما نه تنها اسلام را بلکه خود و آبا و اجدادمان را فراموش کرده ایم، چون بوعلی سینا ها، فخر رازی ها...، را از یاد برده ایم، بازهم تکرارکنم، آن ها قانون بوعلی سینا را ترجمه کردند وکتاب طبی نوشتند، ما کتاب طبی آنها را ترجمه می کنیم!؟ این ها نه برای اسلام ما، بلکه برای ایرانی بودن ما حقارت آور وعلامت خود کم بینی وخود فراموشی است!؟. چون حضرت رسول(ص) می فرماید "ویل لقوم تلبسون مالم ینسجون. وای بر مردمی که می پوشند آنچه را خود ( تولید... نکرده و) نبافته اند": البته نگرانی به این جهت است، که چرا اسلام وخود را فراموش کرده ایم، نه این که نادیده گرفتن تجربیات علمی... دیگران منظور باشد. چون خلاصه شدن در دیگران، مساوی است با خود فراموشی و نابودی ولذا حضرت رسول(ص) کلمه(ویل= وای) را به کارمی برند به خاطر وابستگی وخود فراموشی.
گوشه ای از تدابیر اسلام در پیشگری
تدابیر اسلام درامر پیشگیری، رعایت همان سیره انبیاء و اولیاء(ع) است، درامر بهداشت، روش تهیه، نحوه پخت ومصرف غذا و دیگرامور رفتاری...، که بیش از صد هزار روایت و آیه در این خصوص داریم. مطلب را این طور شروع می کنم که، علم به این که فلان مواد غذایی دارای فلان خاصیت است، هیچ تأثیری در عملکرد آن غذا ندارد مثلاً به فردی بی سواد و یک پروفسور، فلان مواد غذایی را بدهند، در اثر گذاری هیچ تفاوتی ندارد، در مورد بایدها و نبایدهای غذایی و رفتار نیز همین طوراست و زمان قدیم و جدید، این جا و آن جا هم ندارد. حال اگر از هر خانواده یک نفر آموزش دیده باشد، و همه دستورات اسلام را در مورد بهداشت، تهیه ، پخت ، مصرف غذا و دیگر رفتارهایی که در سلامت روحی و جسمی است اجرا کند و همه اهل خانواده تحت کنترل برنامه باشند، بدون هیچ مشکلی ، سلامتی آن ها «مانند زمان انبیاء و اولیاء (ع)» تأمین می شود. این روش و تدبیر اسلامی را شما با وضع فعلی طب جدید مقایس کنید، که می بینیم بیمارانی گروه گروه ، پس از سال ها درد و رنج راهی گورستان می شوند، لذا اگر نام این طب را طب اسلامی بگذاریم دقیقاً، دلیل بر ناتوانی و حتی نقص دراسلام است و مورد اعتراض کسانی واقع خواهد شد که از ما شنیده اند، دین اسلام کامل ترین دین است. همان کشورهای غیر مسلمانی که بیماری و مصرف داروشان کمتر است به ما اعتراض خواهند کرد!؟
این که برخی از روی بی اطلاعی از اسلام، سخن از علمی نبودن طب اسلامی می رانند ،اولاً علمی ترین ها دستورات اسلام است که تازه دانشمندان به آن جا می رسند که اسلام زمانی حقایق علمی را گفته که اصلاً نامی از علم طب نبوده است، وکسی هم منکر آن نیست. ثانیاً، مسائل علمی و تئوریکی، خاص متخصیص می باشد، برای کشفیات، شناخت بیماری، تنظیم دارو و غذا ... ، روش معالجه ...، که چندان ربطی به خود بیمار ندارد، مانند تولید دارو و توصیه های پزشکان در طب جدید که همه می دانید، که ربطی به افراد تحت کنترل برنامه درمانی و غذایی ندارد ، یعنی لازم نیست آقا حتماً بداند روغن زیتون چه خواصی دارد، تا اثر کند، همان طور که در داروهای شیمیایی هم این طور است وحتی در مواردی لازم است بیمار نداند . بنا بر این اگر با این روش می شود سلامتی بشر را تضمین و بیمه کرد، پس این همایش های پر هزینه و این امام و اگر ها، این که سالی300 هزار میلیارد تومان فروش دارو و بیش از نیمی از مردم بیمار و هر منزلی انباشته از دارو باشد، چه لزوم وضرورتی دارد و یعنی چه؟! همین سیره تغذیه را به یک فرهنگ عمومی تبدیل کنیم کافی است، که راه های آن مجود است، و دیگر نیازی به روش درمانی طب جدید نباشد که باید با صراحت گفت، طب جدید با دست خود، کشتارگاه درست کرده است؟! چرا بداد مردم نمی رسیم، فردایی دیگر و در برابر وجدان چه جوابی داریم؟! آیا این ها که گفتم درست نیست؟! اگر درست نیست به چه دلیل و اگر درست است، چرا به فکر این مردم عزیز نیستم که در لحظات حساس بداد دولت رسیده و می رسند، لذا حق این مردم است بکوشیم و بار دیگر سیره انبیاء و اولیاء را درامر تغذیه وکلاًً سالم زیستن در میان مردم احیا و ترویج کنیم. وتا فرصت باقی است به صورت بسیج عمومی وارد عمل شده و از خانواه ها شروع کنیم تا جامعه ای سالم داشته باشیم، نه برعکس از جامعه!؟، وبا ساخت بیمارستان، ودارو خانه...، و منتظرم باشیم و قتی مردم بر اثر تغذیه نا سالم ... بیمار شدند به آن ها داروی رایگان بدهیم، برایشان بیمارستان وبیمه درمانی درست کنیم...، تا خانواده سالمی داشته باشیم!؟ اصلاً این برخلاف اصول علمی است که برای سلامتی جامعه از خانواده شروع نکنیم، واگر از خانواده شروع کرده ایم، ودر صدد جلو گیری از علل و عوامل بیماری زا بوده و هستیم، به چه دلیل و نمونه بدهید!؟ کجای جهان، کجای اصول علمی و با کدام ملاک و معیارها، باکدام عقل و اندیشه انسانی، برای سالم زیستی باید از جامعه شروع و خانواه را که سلامتیش، حتی قبل از شکل گیری نطفه شروع می شود، اقدام کرد؟!، کجای اصول علی آمده، علت را ُرها و معلول را محکم بگیرند که سالی300 هزار میلیارد تومان صرف خرید دارو شود؟! و برعکس توجه به علت دردرجه اول، توجه به معلول!؟، مگر کلام پیامبر(ص) را فرموش کرده ایم که می فرمایند " السعید من سعد فی بطن امه والشقی من شقی فی بطن امه: خوشبخت کسی است که دررحم مادر خوشبخت شده وبد بخت کسی است که دررحم مادر بد عابت شده باشد" نهج الفصاحه ص 375:
بد نیست عرض کنم، مگر بیماری اخلاقی با غیرآن، بیماری روحی وجسمی از هم جدا و یک دیگر را تحت تأثیر قرار نمی دهند؟ پس چرا طب جدید علاوه برنا دیده گرفتن امر پیشگیری، چرا خود را در درمان جسم خلاصه کرده است، که جز ابزاری بی اراده، در دست شیطان و نفس اماره نیست، که به هر سو کشانده می شود، و در واقع، منشأ همه بیماری ها نفس سر کش است نه جسم!؟ این مقوله یکی از امتیازات بسیار مهم اسلام در تدابیرسالم زیستی و یکی ازنواقص خطرناک طب جدید درروش درمان می باشد که خود را معالجه جسم جامد خلاصه کرده است!؟ درحالی که دریک نگاه جسم و روح یک چیز بیش نیست.
تذکری لازم، اینکه در مورد احیای طب اسلامی، روش پژوهش و بستر های قرآنی آن را، در صفحاتی نگاشته ام که بعداً باید ضمیمه همین جزوه شود که اگر روزی بنا شد طب اسلامی در دانشگاه تدریس شود همین دو جزوه را با اصلاحات و تنظیماتی، می توان به یک کتاب درسی تبدیل نمود، که انشاء الله باور دارم روزی به آن جا خواهیم رسید. و در مورد روایات هم به همین سبک با ید کتاب درسی دیگری نگاشته شود، که البته کار زیادی می برد، تا به یک مجموعه جامع و همگانیِ قابل استفاده در هرجای دیگر جهان برسد.
در پایان از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته، تنما دارم، همان طورکه همیشه درمواقع حساس به داد اسلام و این مردم عزیز رسیده اند. سالی را به عنوان احیای طب اسلامی و سیره عملی انبیاء واولیاء(ع) نام گذاری فرمایند؛ و نیز از دنشگاهیان عزیز و دلسوز، درخواست دارم بکوشند، باردیگر سنت پدران گذشته خود را احیا و بوعلی سیناهایی را به جوامع بشری هدیه وتحویل دهند، و بدین وسیله دانشورانی را، برای بشربه عنوان الگوهای علمی، به افتخار اسلام وملیت خود، باقی گذاشته ومصداق این قسمت اول کلام امام صادق(ع) باشند که می فرمایند " کونوا لنا زینا. ولا تکونوا علینا شینا":
و این مضمون کلام گهر بار امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته می باشد که، بارها فرمودند، ما هرچه بخواهیم می توانم، که به کوری چشم دشمنان کشورمان را از هرجهت آباد وخود کفا و بی نیاز از دشنمان سازیم.که امید است روزی به جایی برسیم که غربی ها همانند گذشته کتاب های علمی وطبی ما را ترجمه کنند همان گونه که زمانی کتاب های علمی وطبی پدران ما را ترجمه کردند. البته دردیگرابعاد علمی مانند انرژی اتمی... درحال پیشی گرفتن از غربی ها هستیم، به که می کوشند خود را به ما نزدیک کنند تا رسوایی و ناتوانیشان مخفی باشد. والسلام:
